olive

[ایالات متحده]/ˈɒlɪv/
[بریتانیا]/ˈɑːlɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میوه‌ای از درختی مدیترانه‌ای که به خاطر روغنش ارزش دارد؛ رنگی خاکستری-سبز؛ درختی که زیتون می‌دهد

adj. مربوط به یا شبیه به زیتون؛ دارای رنگ خاکستری-سبز

عبارات و ترکیب‌ها

olive oil

روغن زیتون

olive branch

شاخه زیتون

olive tree

درخت زیتون

olive green

سبز زیتونی

black olive

زیتون سیاه

virgin olive oil

روغن زیتون بکر

جملات نمونه

stick an olive on a toothpick.

یک زیتون روی خلال دندان بچسبانید.

a bilious olive hue.

رنگ زیتونی صفراوی

a small figure in olive fatigues.

یک شخص کوچک با لباس‌های خاکی زیتونی.

The olive branch is anemblem of peace.

شاخه زیتون نماد صلح است.

sauté the onions in the olive oil.

پیازها را در روغن زیتون تفت دهید.

his olive skin and sooty eyes.

پوست زیتونی و چشمان خاکستری‌اش.

the path wound among olive trees.

مسیر در میان درختان زیتون پیچیده بود.

bore an olive branch to the new round of negotiations.

یک شاخه زیتون به دور جدید مذاکرات آورد.

Army uniforms are often olive green.

لباس‌های ارتش اغلب سبز زیتونی هستند.

Olive Twist was serialised on television.

الیو توییست در تلویزیون سریال شد.

the chateau overlooks fields of corn and olive trees.

این شاتو به مزرعه ذرت و درختان زیتون چشم انداز دارد.

pure-grade olive oil is the product of the second or third pressings.

روغن زیتون خالص محصول فشردن دوم یا سوم است.

the village was set among olive groves on a hill.

دهکده در میان باغ‌های زیتون در یک تپه قرار داشت.

the chillies are steeped in olive oil.

فلفل‌ها در روغن زیتون خیس شده‌اند.

sweat the celery and onions with olive oil and seasoning.

ساقه کرفس و پیاز را با روغن زیتون و چاشنی تفت دهید.

the colours he wore emphasized the olive cast of his skin.

رنگ هایی که او پوشیده بود، رنگ سبز مایه پوستش را برجسته می کرد.

نمونه‌های واقعی

Honey, I need an olive for my martini.

عسل، به یک زیتون برای مارتینیم نیاز دارم.

منبع: Deadly Women

I can't find the olives. - Top shelf.

نمی‌توانم زیتون‌ها را پیدا کنم. - طبقه بالا.

منبع: Deadly Women

Maybe some mushrooms, onion, maybe some green olives. But that's it.

شاید قارچ، پیاز، شاید چند زیتون سبز. همین‌طوره.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

Workers in central Italy use a machine to shake down olives from the groves.

کارگران در مرکز ایتالیا از ماشینی برای جدا کردن زیتون از درختان استفاده می‌کنند.

منبع: BBC Listening December 2014 Collection

Olives, different kinds of olives, dates, figs, all the Mediterranean diets stored and well-preserved.

زیتون، انواع مختلف زیتون، خرما، انجیر، همه رژیم‌های غذایی مدیترانه ای که ذخیره و حفظ شده اند.

منبع: CNN 10 Student English September 2022 Collection

Absolutely. I will have an extra dirty, extra cold Tito's martini with blue cheese olives.

کاملاً. من یک مارتینی تیتو با زیتون پنیر آبی، خیلی کثیف و خیلی سرد خواهم داشت.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

Monounsaturated fats can be found in olive oil and avocados.

چربی‌های تک غیراشباع را می‌توان در روغن زیتون و آووکادو یافت.

منبع: Popular Science Essays

Sweet, fragrant, charred from the olive oil.

شیرین، خوشبو، سوخته از روغن زیتون.

منبع: Gourmet Base

Olive loaf and ham spread, no mayo.

نان زیتون و سس گوشت، بدون مایو.

منبع: Friends Season 2

There is a lot of olive oil.

خیلی روغن زیتون وجود دارد.

منبع: Easy_Video

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید