overconfident

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈkɒnfɪdənt/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈkɑːnfɪdənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور مفرط مطمئن به خود، متکبر.

جملات نمونه

He was overconfident in his ability to win the game

او در توانایی خود برای بردن بازی بسیار مغرور بود.

Being overconfident can be a disadvantage in certain situations

غرور داشتن می‌تواند در برخی شرایط یک نقطه ضعف باشد.

His overconfident attitude rubbed people the wrong way

حرف‌های او به دلیل اعتماد به نفس بیش از حد، باعث ناراحتی دیگران شد.

She was overconfident about her presentation, but it didn't go well

او در مورد ارائه خود بسیار اعتماد به نفس داشت، اما خوب پیش نرفت.

Don't be overconfident in your abilities, always stay humble

در مورد توانایی‌های خود مغرور نباشید، همیشه متواضع باشید.

His overconfident behavior alienated his colleagues

رفتار مغرورانه او باعث بیگانگی با همکارانش شد.

She was overconfident in her assumption that everything would work out perfectly

او در مورد این فرضیه که همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت، بسیار اعتماد به نفس داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید