pennywise

[ایالات متحده]/ˈpɛniˌwaɪz/
[بریتانیا]/ˈpɛniˌwaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با احتیاط در مورد مقادیر کم پول

عبارات و ترکیب‌ها

pennywise behavior

رفتار حسابگرانه

pennywise spending

هزینه‌های حسابگرانه

pennywise decisions

تصمیمات حسابگرانه

pennywise habits

عادت‌های حسابگرانه

pennywise choices

انتخاب‌های حسابگرانه

pennywise approach

رویکرد حسابگرانه

pennywise mindset

نگرش حسابگرانه

pennywise lifestyle

سبک زندگی حسابگرانه

pennywise tips

نکات حسابگرانه

pennywise strategies

استراتژی‌های حسابگرانه

جملات نمونه

he is very pennywise when it comes to spending money.

او در هنگام خرج کردن پول بسیار حسابگر است.

pennywise budgeting can help save for future investments.

برنامه‌ریزی دقیق و حسابگرانه می‌تواند به پس‌انداز برای سرمایه‌گذاری‌های آینده کمک کند.

being pennywise is important in managing personal finances.

حسابگر بودن در مدیریت امور مالی شخصی مهم است.

she is pennywise, always looking for discounts.

او حسابگر است و همیشه به دنبال تخفیف می‌گردد.

pennywise habits can lead to significant savings over time.

عادات حسابگرانه می‌تواند منجر به صرفه‌جویی قابل توجه در طول زمان شود.

he prefers to be pennywise rather than wasteful.

او ترجیح می‌دهد حسابگر باشد تا اسراف‌کار.

pennywise decisions can contribute to a secure future.

تصمیمات حسابگرانه می‌توانند به داشتن آینده‌ای امن کمک کنند.

she always finds pennywise solutions to financial problems.

او همیشه راه حل‌های حسابگرانه برای مشکلات مالی پیدا می‌کند.

pennywise living allows for more freedom in spending.

زندگی حسابگرانه اجازه می‌دهد تا آزادی بیشتری در خرج کردن داشته باشید.

being pennywise does not mean being cheap.

حسابگر بودن به معنای ارزان بودن نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید