redeemer

[ایالات متحده]/ri'di:mə/
[بریتانیا]/rɪˈdimɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که نجات می‌دهد؛ نجات‌دهنده؛ کسی که بازپرداخت می‌کند؛ کسی که دوباره خریداری می‌کند
adj. باعث نجات.

جملات نمونه

all glory, laud, and honour to Thee Redeemer King.

تمجد و ستایش و افتخار همگی برای تو، ای پادشاه رهایی بخش.

Combined with the Redeemer's sophisticated targeting systems these flamestorm cannons a reable to purqe even a well-defended bunker complex in seconds.

این توپ های آتشین در ترکیب با سیستم های هدف گذاری پیشرفته Redeemer قادر به پاکسازی حتی یک مجموعه bunker دفاع شده در چند ثانیه هستند.

Jesus is often referred to as the redeemer in Christianity.

عیسی مسیح اغلب به عنوان رهایی بخش در مسیحیت شناخته می‌شود.

The redeemer of the company helped turn around its failing business.

نجات دهنده شرکت به احیای کسب و کار رو به زوال آن کمک کرد.

She saw him as her redeemer, someone who could save her from her troubles.

او او را به عنوان رهایی بخش خود می‌دید، کسی که می‌توانست او را از مشکلاتش نجات دهد.

The redeemer of the lost treasure was finally revealed.

نجات دهنده گنج گمشده سرانجام آشکار شد.

He considered education to be the great redeemer of society.

او آموزش را به عنوان رهایی بخش بزرگ جامعه در نظر می‌گرفت.

In the legend, the knight was portrayed as the redeemer of the kingdom.

در افسانه، شوالیه به عنوان رهایی بخش پادشاهی به تصویر کشیده شده بود.

The redeemer of the hostages negotiated their release with the captors.

نجات دهنده گروگان‌ها با آدم‌ربایان برای آزادی آنها مذاکره کرد.

She saw art as the redeemer of her soul, bringing her peace and solace.

او هنر را به عنوان رهایی بخش روح خود می‌دید، که صلح و آسایش را برای او به ارمغان می‌آورد.

The redeemer of the environment led a successful campaign to clean up the polluted river.

نجات دهنده محیط زیست یک کمپین موفق برای پاکسازی رودخانه آلوده رهبری کرد.

For many, music is a redeemer, offering comfort and healing in times of need.

برای بسیاری، موسیقی یک رهایی بخش است و در زمان نیاز، آسایش و شفا می‌دهد.

نمونه‌های واقعی

Let us commend to the mercy of God our maker and Redeemer the soul of Elizabeth our late Queen.

اجازه دهید روح الیزابت، ملکه فقیدمان را به رحمت خدا، آفریننده و رهایی‌بخش ما، بسپاریم.

منبع: VOA Standard English_Europe

I could go back and be his comforter—his pride; his redeemer from misery, perhaps from ruin.

من می‌توانستم برگردم و مِزاج‌سازِ او باشم - غرورِ او؛ رهایی‌بخشِ او از بدبختی، شاید از نابودی.

منبع: Jane Eyre (Original Version)

His secretary, Edward Shuttleworth—who before his regeneration had been gambler, saloon-keeper, and general reprobate—ushered Anthony into the room, exhibiting his redeemer and benefactor as though he were displaying a treasure of immense value.

معاون او، ادوارد شاتل‌ورث - که پیش از تجدید حیاتش، یک قمارباز، صاحب بار و یک فرد بدکاره‌ی عمومی بوده است - آنتونی را به اتاق راهنمایی کرد و رهایی‌بخش و خیرخواه او را به گونه‌ای به نمایش گذاشت که انگار یک گنجینه‌ی با ارزش فراوان را نشان می‌داد.

منبع: Beauty and Destruction (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید