a resilient temperament).
ویژگی انعطافپذیر).
Rubber is a resilient material.
لاستیک یک ماده انعطافپذیر است.
a remarkably resilient woman
یک زن شگفت انگیز با اراده قوی
the fish are resilient to most infections.
ماهیها در برابر بیشتر عفونتها مقاوم هستند.
Rubber is more resilient than wood.
لاستیک از چوب انعطافپذیرتر است.
the springy, resilient saplings would shanghai him backwards.
ساقه جوان انعطافپذیر و فنری، او را به عقب میبرد.
She has resilient character and will soon be cheerful again.
او شخصیتی انعطافپذیر دارد و به زودی دوباره شاد خواهد شد.
The body of the camera makes it highly resilient to outdoor use.
بدنه دوربین باعث میشود که استفاده در فضای باز بسیار مقاوم باشد.
thin, resilient copper); it also suggests a buoyant capacity to revive, as from depression (
مس (نازک، انعطاف پذیر); همچنین نشان دهنده ظرفیت شناور برای بازیابی، مانند افسردگی (
Main efficacy:Soften horny, promote the peeling of comedo , remove acne professionally ,prevent various acone and pimples, heal poked skin in order to make it resilient and shine .
اثرگذاری اصلی: نرم کردن پوست مرطوب، تسریع در لایه برداری کومدون، از بین بردن حرفه ای آکنه، پیشگیری از انواع آکنه و جوش، ترمیم پوست آسیب دیده برای ایجاد مقاومت و درخشندگی.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید