sauna

[ایالات متحده]/'sɔːnə/
[بریتانیا]/'sɔnə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتاق کوچکی که به عنوان حمام بخار یا بخار آب استفاده می‌شود و اغلب برای آرامش و پاکسازی به کار می‌رود
vi. حمام سونا گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

sauna session

جلسه سونا

sauna benefits

مزایای سونا

sauna experience

تجربه سونا

sauna temperature

دمای سونا

sauna etiquette

ادب سونا

sauna health benefits

مزایای سلامتی سونا

جملات نمونه

I enjoy relaxing in the sauna after a workout

من از استراحت در سونا بعد از ورزش لذت می برم

Many gyms offer sauna facilities for their members

بسیاری از باشگاه‌ها امکانات سونا را برای اعضای خود ارائه می‌دهند

It's important to stay hydrated when using the sauna

هیدراته ماندن هنگام استفاده از سونا مهم است

The sauna helps to detoxify the body through sweating

سونا با تعریق به سم زدایی بدن کمک می کند

I like to add essential oils to the sauna for a more relaxing experience

من دوست دارم روغن های ضروری را به سونا اضافه کنم تا تجربه آرامش بخش تری داشته باشم

Spending time in the sauna can improve circulation

بودن در سونا می تواند گردش خون را بهبود بخشد

It's recommended to take a cold shower after using the sauna

توصیه می شود بعد از استفاده از سونا دوش سرد بگیرید

Sauna sessions can help relieve muscle tension and soreness

جلسات سونا می تواند به رفع تنش و درد عضلانی کمک کند

In many cultures, sauna is a traditional way to relax and socialize

در بسیاری از فرهنگ ها، سونا یک راه سنتی برای آرامش و معاشرت است

Some people believe sauna sessions have health benefits like boosting the immune system

برخی از افراد معتقدند جلسات سونا فواید سلامتی مانند تقویت سیستم ایمنی دارند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید