striker

[ایالات متحده]/ˈstraɪkə/
[بریتانیا]/'straɪkɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرکت‌کننده در اعتصاب؛ کسی که اعتصاب می‌کند؛ چکش برای ضربه زدن، به‌ویژه قسمتی از ساعت که ساعت‌ها را به صدا در می‌آورد؛ فردی که ماهی‌های چنگال‌دار را می‌گیرد.
Word Forms
جمعstrikers

عبارات و ترکیب‌ها

striker partnership

همکاری مهاجم

جملات نمونه

the most lethal striker in the league.

خطرناک ترین مهاجم در لیگ.

a gifted striker of the ball.

یک زننده توپ بااستعداد.

The strikers blacked the ship.

بازیکنان کشتی را سیاه کردند.

The strikers took over the factories.

بازیکنان کارخانه ها را تصرف کردند.

A deputation of 40 strikers was organized.

یک هیئت 40 اعتصاب کننده سازماندهی شد.

It was the deadly striker’s 11th goal of the season.

این یازدهمین گل فصل مهاجم مرگبار بود.

the striker blasted the free kick into the net.

مهاجم ضربه آزاد را با قدرت وارد دروازه کرد.

a special investigative committee to look into the strikers' demands.

یک کمیته تحقیقاتی ویژه برای بررسی خواسته های اعتصابیون

The strikers were bullied into dropping their demands.

به اعتصابی ها فشار وارد شد تا خواسته‌های خود را کنار بگذارند.

strikers picketed the newspaper's main building.

مهاجمان در مقابل ساختمان اصلی روزنامه دست به تحصن زدند.

a new striker has signed for Blackburn.

یک مهاجم جدید برای بلکبرن قرارداد امضا کرده است.

Strikers were enjoined from picketing.

به اعتصابی‌گران اجازه شرکت در دست‌بستن داده نشد.

A spokesperson enumerated the strikers' demands.

یک سخنگو خواسته‌های اعتصابیون را برشمرد.

Confronted by the angry strikers,the police had to retreat.

با توجه به اعتصالب کارگران خشمگین، پلیس مجبور به عقب نشینی شد.

The lorry had been blacked by strikers and could not be unloaded.

تریلی توسط مهاجمان سیاه شده بود و نمی توانست تخلیه شود.

The new striker failed to make an immediate impression on the team.

مهاجم جدید نتوانست تأثیر فوری بر تیم بگذارد.

I left three strikers up front to add more firepower.

من سه مهاجم را جلو نگه داشتم تا قدرت آتش بیشتری اضافه کنم.

the striker failed to convert three gilt-edged chances.

مهاجم نتوانست سه فرصت طلایی را به گل تبدیل کند.

he's a superb striker in the same mould as Gary Lineker.

او یک مهاجم عالی در همان قالبی است که گری لاینکر است.

their striker had to be stretchered off following a tackle.

در نتیجه تکل، مهاجم آنها مجبور شد با برانکارد از زمین خارج شود.

نمونه‌های واقعی

The mayor of Paris supports the strikers.

شهردار پاریس از اعتصابیون حمایت می‌کند.

منبع: VOA Special March 2023 Collection

Among those missing is their star striker Wahbi Khazri.

در میان مفقودین، وبی خزری، گلزن ستاره آن‌ها نیز می‌باشد.

منبع: BBC Listening Collection January 2022

Aguero's announcement came after City's decision to not offer the striker a new contract.

اعلامیه‌ی آگوئرو پس از تصمیم منچسترسیتی برای عدم ارائه قرارداد جدید به گلزن انجام شد.

منبع: CRI Online April 2021 Collection

Argentina's captain Lionel Messi and France's striker Kylian Mbappe dominated the scoring.

لیونل مسی، کاپیتان آرژانتین و کیلیان امباپه، گلزن فرانسه، برتر از همه در گلزنی بودند.

منبع: BBC Listening Compilation December 2022

They cheer like mad when the strikers score.

وقتی گلزن‌ها گل می‌زنند، آن‌ها با تمام وجود تشویق می‌کنند.

منبع: 6 Minute English

On the football team I'm a striker so I have to be able to run very fast.

من در تیم فوتبال یک گلزن هستم، بنابراین باید بتوانم خیلی سریع بدوم.

منبع: People's Education Press High School English Compulsory Volume 2

On the football team I’m a striker so I have to be able to run very fast.

من در تیم فوتبال یک گلزن هستم، بنابراین باید بتوانم خیلی سریع بدوم.

منبع: People's Education Press High School English Volume 01-11 (Including Translations)

Forwards can be strikers, whose job is to score.

مهاجمان می‌توانند گلزن باشند، وظیفه‌ی آن‌ها گل زدن است.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

His club West Bromwich Albion have now suspended the French striker and will launch their own internal inquiry.

باشگاه او، وست برومویچ آلبیون، اکنون گلزن فرانسوی را تعلیق کرده و تحقیقات داخلی خود را آغاز خواهد کرد.

منبع: BBC Listening Compilation March 2014

Businesses, schools, and banks across Iceland also closed in solidarity with the strikers.

در حمایت از اعتصابیون، کسب و کارها، مدارس و بانک‌ها در سراسر ایسلند نیز تعطیل شدند.

منبع: PBS English News

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید