tumor

[ایالات متحده]/ˈtjuːmə/
[بریتانیا]/ˈtuːmər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توده یا ورم بافتی که ممکن است خوش‌خیم یا بدخیم باشد؛ یک رشد پاتولوژیک یا نئوپلاسم
Word Forms
جمعtumors

عبارات و ترکیب‌ها

tumor growth

رشد تومور

tumor cells

سلول‌های توموری

tumor marker

مارکر تومور

tumor size

اندازه تومور

tumor type

نوع تومور

tumor stage

مرحله تومور

tumor biopsy

بیوپسی تومور

tumor resection

برداشتن تومور

tumor treatment

درمان تومور

tumor diagnosis

تشخیص تومور

جملات نمونه

she was diagnosed with a tumor last year.

او سال گذشته به سرطان مبتلا شد.

the tumor is benign and does not require surgery.

سرطان خوش خیم است و نیاز به جراحی ندارد.

doctors are studying ways to shrink the tumor.

پزشکان در حال بررسی روش‌هایی برای کوچک کردن سرطان هستند.

he is undergoing treatment for a brain tumor.

او در حال انجام درمان برای سرطان مغز است.

early detection of the tumor can improve outcomes.

تشخیص زودهنگام سرطان می‌تواند نتایج را بهبود بخشد.

the tumor marker levels were significantly elevated.

سطح نشانگرهای تومور به طور قابل توجهی افزایش یافته بود.

she is participating in a clinical trial for tumor therapy.

او در یک کارآزمایی بالینی برای درمان سرطان شرکت دارد.

the tumor's location makes it difficult to remove.

محل قرارگیری سرطان برداشتن آن را دشوار می‌کند.

they are researching new drugs to target the tumor.

آنها در حال تحقیق در مورد داروهای جدید برای هدف قرار دادن سرطان هستند.

she has a family history of tumors.

او سابقه خانوادگی سرطان دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید