turkish

[ایالات متحده]/ˈtɜ:kɪʃ/
[بریتانیا]/ˈtə..kɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به ترکیه; مربوط به مردم ترکیه; مربوط به زبان ترکی
n. زبانی که در ترکیه صحبت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

Turkish cuisine

آشپزی ترکی

Turkish coffee

قهوه ترکی

Turkish bath

حمام ترکی

Turkish delight

شراب ترکی

جملات نمونه

Turkish coffee is a traditional drink in Turkey.

قهوه ترکی یک نوشیدنی سنتی در ترکیه است.

I bought a beautiful Turkish rug for my living room.

من یک فرش ترکی زیبا برای اتاق نشیمن خود خریدم.

She learned how to make Turkish delight from her grandmother.

او یاد گرفت که شیرینی ترکی را از مادربزرگش درست کند.

The Turkish bath was a relaxing experience.

حمام ترکی یک تجربه آرامش بخش بود.

I love eating Turkish kebabs with yogurt sauce.

من عاشق خوردن کباب ترکی با سس ماست هستم.

The Turkish Airlines flight was very comfortable.

پرواز شرکت هواپیمایی ترکیش بسیار راحت بود.

She wore a beautiful Turkish necklace to the party.

او یک گردنبند ترکی زیبا به مهمانی پوشید.

The Turkish language uses a different alphabet than English.

زبان ترکی از الفبایی متفاوت از انگلیسی استفاده می کند.

He learned how to cook Turkish cuisine from a famous chef.

او یاد گرفت که آشپزی ترکی را از یک سرآشپز مشهور درست کند.

The Turkish music at the festival was lively and energetic.

موسیقی ترکی در جشنواره پر جنب و جوش و پر انرژی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید