skilled typist
تایپیست ماهر
fast typist
تایپیست سریع
professional typist
تایپیست حرفهای
He substituted as the typist in the office.
او به عنوان تایپیست در دفتر جایگزین شد.
The typist is engaged for a week on trial.
طراح در یک هفته به صورت آزمایشی استخدام شده است.
I got myself a job as typist and general dogsbody on a small magazine.
من خودم را به عنوان یک تایپیست و خدمتگزار عمومی در یک مجله کوچک استخدام کردم.
The two typist have already worked away all day.
دو تایپیست از اول روز تا حالا تمام روز کار کرده اند.
Your teasing of the new typist has got beyond a joke and I advise you to stop it.
شوخیهای شما با تایپیست جدید از حد شوخی گذشته و من به شما توصیه میکنم آن را متوقف کنید.
She works as a typist in a law firm.
او به عنوان تایپیست در یک شرکت حقوقی کار می کند.
The typist made a few mistakes in the report.
تایپیست اشتباهاتی در گزارش مرتکب شد.
The typist needs to type up the meeting minutes.
تایپیست باید صورتجلسه جلسه را تایپ کند.
The typist is proficient in typing speed.
تایپیست در سرعت تایپ مهارت دارد.
The company is looking to hire a typist for data entry.
شرکت به دنبال استخدام یک تایپیست برای ورود داده است.
The typist uses a special software for transcribing audio files.
تایپیست از یک نرم افزار خاص برای رونویسی فایل های صوتی استفاده می کند.
The typist is responsible for maintaining accurate records.
تایپیست مسئول حفظ سوابق دقیق است.
The typist needs to be detail-oriented in their work.
تایپیست باید در کار خود دقیق باشد.
The typist is required to have good typing skills.
از تایپیست خواسته می شود که مهارت های تایپ خوبی داشته باشد.
The typist is often the first point of contact for clients.
تایپیست اغلب اولین نقطه تماس برای مشتریان است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید