unappealing

[ایالات متحده]/ʌnə'piːlɪŋ/
[بریتانیا]/ˌʌnə'pilɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر جذاب؛ کسل کننده؛ خوشایند نیست؛ ناخوشایند.

جملات نمونه

the company faces some unappealing choices.

شرکت با چالش‌های ناخوشایند روبرو است.

the grass had withered to an unappealing brown.

چمن به رنگ قهوه‌ای ناخوشایند خشک شده بود.

The food looked unappealing, so I didn't want to try it.

غذا ظاهر ناخوشایند داشت، بنابراین نمی‌خواستم آن را امتحان کنم.

The movie received bad reviews because of its unappealing plot.

فیلم به دلیل طرح ناخوشایندش، نظرات منفی گرفت.

The old building had an unappealing exterior but a beautiful interior.

ساختمان قدیمی نمای ناخوشایند اما فضای داخلی زیبایی داشت.

The job offer was unappealing due to its low salary and long hours.

پیشنهاد شغلی به دلیل حقوق پایین و ساعات طولانی ناخوشایند بود.

The unappealing weather made us cancel our outdoor plans.

آب و هوای ناخوشایند باعث شد برنامه‌های فضای بازمان را لغو کنیم.

The restaurant's unappealing decor turned away potential customers.

دکوراسیون ناخوشایند رستوران مشتریان بالقوه را منصرف کرد.

The unappealing smell coming from the kitchen made me lose my appetite.

بوی ناخوشایند که از آشپزخانه می آمد باعث شد اشتهایم را از دست بدهم.

Her unappealing personality made it difficult for her to make friends.

شخصیت ناخوشایند او باعث شد دوست پیدا کردن برایش دشوار باشد.

The unappealing color of the dress made it hard to sell in the store.

رنگ ناخوشایند لباس باعث شد فروش آن در مغازه سخت باشد.

The unappealing presentation of the product failed to attract customers.

ارائه ناخوشایند محصول نتوانست مشتریان را جذب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید