welsh

[ایالات متحده]/welʃ/
[بریتانیا]/welʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. نپرداختن یک بدهی یا بدهی قمار، فرار کردن
vt. اجتناب از مسئولیت، نگه نداشتن یک وعده.

عبارات و ترکیب‌ها

Welsh language

زبان ولزی

Welsh culture

فرهنگ ولز

جملات نمونه

a remote Welsh valley.

یک دره ولزی دورافتاده

a phoney Welsh accent

یک لهجه ولزی جعلی

the Friends of the Welsh National Opera.

دوستان اپرای ملی ولز

here the Welsh language is the medium of instruction.

در اینجا زبان Welsh رسانه آموزش است.

the Welsh people, whose hospitality is proverbial.

مردم ولزی، که مهمان‌نوازی آنها مشهور است.

They’re all Welsh settlers in France.

همه مهاجران ولزی در فرانسه هستند.

Welsh police had one of the most successful clear-up rates.

پلیس ولز یکی از بالاترین نرخ‌های بسته شدن پرونده‌ها را داشت.

he won the party's nomination to defend the Welsh seat.

او نامزدی حزب را برای دفاع از کرسی ولز به دست آورد.

languages including Welsh and Gaelic.

زبان‌ها از جمله ولزی و گیلیک.

a voice that betrays his Welsh origins.

صدایی که ریشه های ولزی او را نشان می دهد.

the Welsh side shaded a tight, tough first half.

تیم ولزی در نیمه اول سخت و دشوار، عملکرد خوبی داشت.

Cwm - The Welsh spelling for coombe or cirque.

Cwm - روش املای Welsh برای coombe یا cirque.

Welsh Green - Werewolf - Wildebeest - Woodlouse - Wood Nymph

سبز ولزی - گرگینه - گورخر وحشی - کنه چوبی - پری چوبی

He welshed on his debts.

او از پرداخت بدهی‌هایش سر برگرداند.

He had been the golden boy of Welsh rugby.

او پسر طلایی راگبی ولز بوده است.

Please note that it is perfectly acceptable to have a Pembroke Welsh Corgi that is black and tan with no white, but a Pembroke Welsh Corgi that is black and white with no tan present is a mismark.

لطفاً توجه داشته باشید که داشتن یک کورگی ولزی پِمبروک که سیاه و قهوه‌ای با هیچ سفیدی نباشد، کاملاً قابل قبول است، اما داشتن یک کورگی ولزی پِمبروک که سیاه و سفید با عدم وجود قهوه‌ای باشد، یک نقص محسوب می‌شود.

banks began welshing on their agreement not to convert dollar reserves into gold.

بانک‌ها شروع به نقض توافق خود مبنی بر عدم تبدیل ذخایر دلاری به طلا کردند.

A mismark is a very serious color fault in the Pembroke Welsh Corgi for the show ring.

یک نقص، یک نقص رنگی بسیار جدی در کورگی ولزی پِمبروک برای رینگ نمایش است.

their pack outweighed, outreached, and outwitted the Welsh team.

گروه آنها سنگین‌تر، پیشی‌گرفته و باهوش‌تر از تیم ولزی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید