welshed

[ایالات متحده]/wɛlʃt/
[بریتانیا]/wɛlʃt/

ترجمه

v. نپرداختن بدهی یا تعهد؛ فرار از مسئولیت یا تعهد؛ شکستن قول یا ناموفق بودن در انجام یک تعهد

عبارات و ترکیب‌ها

welshed on deal

نقض معامله

welshed out

از معامله کناره‌شد

welshed his bet

شرط‌بندی‌اش را نقض کرد

welshed the payment

پرداخت را نقض کرد

welshed on promise

وعده را نقض کرد

welshed the agreement

توافق را نقض کرد

welshed on terms

شرایط را نقض کرد

welshed the loan

وام را نقض کرد

welshed my friend

دوست من را نقض کرد

welshed his word

قولش را نقض کرد

جملات نمونه

he welshed on his bet at the last minute.

او در آخرین لحظه از شرط‌بندی خود سربرگرداند.

don't be surprised if he welshed on the deal.

اگر او از معامله سربرگرداند، تعجب نکنید.

she was disappointed when he welshed on their agreement.

وقتی او از توافق آنها سربرگرداند، او ناامید شد.

it's not fair to welshed on your promises.

سربرگرداندن از قول‌هایتان منصفانه نیست.

he always welshed when the stakes got high.

وقتی خطرها بالا رفت، او همیشه سربرمی‌گرداند.

many people don't trust him because he welshed before.

بسیاری از مردم به دلیل اینکه او قبلاً سربرگردانده است، به او اعتماد ندارند.

welshed bets can lead to damaged relationships.

شرط‌بندی‌های سربرگشته می‌توانند منجر به آسیب رساندن به روابط شوند.

he welshed on the loan he promised to repay.

او از قرضی که قول بازپرداخت آن را داده بود، سربرگرداند.

it's frustrating when someone welshed on their word.

وقتی کسی از حرفش سربرمی‌گرداند، ناامیدکننده است.

they warned him not to welshed on the agreement.

آنها به او هشدار دادند که از توافق‌نامه سربرنگرداند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید