welshing

[ایالات متحده]/wɛlʃɪŋ/
[بریتانیا]/wɛlʃɪŋ/

ترجمه

v. برای اجتناب از پرداخت یک شرط یا بدهی؛ برای فرار از انجام تعهدات؛ برای فرار از مسئولیت‌ها؛ برای شکستن یک وعده به کسی

عبارات و ترکیب‌ها

welshing on bets

عدم پایبندی به شرط‌بندی‌ها

no welshing allowed

عدم اجازه عمل غدّار

stop welshing now

حالا عمل غدّار را متوقف کنید

welshing is unacceptable

عمل غدّار غیرقابل قبول است

avoid welshing debts

از عمل غدّار در پرداخت بدهی‌ها خودداری کنید

welshing on promises

عدم پایبندی به وعده‌ها

don't start welshing

شروع به عمل غدّار نکنید

welshing is risky

عمل غدّار خطرناک است

welshing can hurt

عمل غدّار می‌تواند آسیب برساند

جملات نمونه

he was accused of welshing on the bet.

او به فریبکاری در شرط‌بندی متهم شد.

don't even think about welshing on our agreement.

حتی به این فکر هم نکنید که در مورد توافق ما فریبکاری کنید.

welshing is frowned upon in our community.

فریبکاری در جامعه ما ناپسند است.

he has a reputation for welshing on his debts.

او به دلیل عدم پرداخت بدهی‌هایش شهرت فریبکاری دارد.

she warned him not to start welshing on his promises.

او به او هشدار داد که نباید شروع به فریبکاری در مورد وعده‌هایش کند.

welshing can lead to serious consequences.

فریبکاری می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

they were upset about his welshing behavior.

آنها از رفتار فریبکارانه‌اش ناراحت بودند.

no one likes a person who is known for welshing.

هیچ کس از کسی که به فریبکاری معروف است خوشش نمی آید.

it's important to honor your commitments and avoid welshing.

رعایت تعهدات و اجتناب از فریبکاری مهم است.

he tried to welsh on the deal, but we wouldn't let him.

او سعی کرد در مورد معامله فریبکاری کند، اما ما به او اجازه ندادیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید