welshing on bets
عدم پایبندی به شرطبندیها
no welshing allowed
عدم اجازه عمل غدّار
stop welshing now
حالا عمل غدّار را متوقف کنید
welshing is unacceptable
عمل غدّار غیرقابل قبول است
avoid welshing debts
از عمل غدّار در پرداخت بدهیها خودداری کنید
welshing on promises
عدم پایبندی به وعدهها
don't start welshing
شروع به عمل غدّار نکنید
welshing is risky
عمل غدّار خطرناک است
welshing can hurt
عمل غدّار میتواند آسیب برساند
he was accused of welshing on the bet.
او به فریبکاری در شرطبندی متهم شد.
don't even think about welshing on our agreement.
حتی به این فکر هم نکنید که در مورد توافق ما فریبکاری کنید.
welshing is frowned upon in our community.
فریبکاری در جامعه ما ناپسند است.
he has a reputation for welshing on his debts.
او به دلیل عدم پرداخت بدهیهایش شهرت فریبکاری دارد.
she warned him not to start welshing on his promises.
او به او هشدار داد که نباید شروع به فریبکاری در مورد وعدههایش کند.
welshing can lead to serious consequences.
فریبکاری میتواند منجر به عواقب جدی شود.
they were upset about his welshing behavior.
آنها از رفتار فریبکارانهاش ناراحت بودند.
no one likes a person who is known for welshing.
هیچ کس از کسی که به فریبکاری معروف است خوشش نمی آید.
it's important to honor your commitments and avoid welshing.
رعایت تعهدات و اجتناب از فریبکاری مهم است.
he tried to welsh on the deal, but we wouldn't let him.
او سعی کرد در مورد معامله فریبکاری کند، اما ما به او اجازه ندادیم.
welshing on bets
عدم پایبندی به شرطبندیها
no welshing allowed
عدم اجازه عمل غدّار
stop welshing now
حالا عمل غدّار را متوقف کنید
welshing is unacceptable
عمل غدّار غیرقابل قبول است
avoid welshing debts
از عمل غدّار در پرداخت بدهیها خودداری کنید
welshing on promises
عدم پایبندی به وعدهها
don't start welshing
شروع به عمل غدّار نکنید
welshing is risky
عمل غدّار خطرناک است
welshing can hurt
عمل غدّار میتواند آسیب برساند
he was accused of welshing on the bet.
او به فریبکاری در شرطبندی متهم شد.
don't even think about welshing on our agreement.
حتی به این فکر هم نکنید که در مورد توافق ما فریبکاری کنید.
welshing is frowned upon in our community.
فریبکاری در جامعه ما ناپسند است.
he has a reputation for welshing on his debts.
او به دلیل عدم پرداخت بدهیهایش شهرت فریبکاری دارد.
she warned him not to start welshing on his promises.
او به او هشدار داد که نباید شروع به فریبکاری در مورد وعدههایش کند.
welshing can lead to serious consequences.
فریبکاری میتواند منجر به عواقب جدی شود.
they were upset about his welshing behavior.
آنها از رفتار فریبکارانهاش ناراحت بودند.
no one likes a person who is known for welshing.
هیچ کس از کسی که به فریبکاری معروف است خوشش نمی آید.
it's important to honor your commitments and avoid welshing.
رعایت تعهدات و اجتناب از فریبکاری مهم است.
he tried to welsh on the deal, but we wouldn't let him.
او سعی کرد در مورد معامله فریبکاری کند، اما ما به او اجازه ندادیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید