zamboni

[ایالات متحده]/zæmˈboʊni/
[بریتانیا]/zæmˈboʊni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماشینی که برای صاف کردن سطح یک پیست یخ استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

zamboni driver

راننده زامبونی

zamboni machine

ماشین زامبونی

zamboni ride

سوار شدن به زامبونی

zamboni ice

یخ زامبونی

zamboni operator

اپراتور زامبونی

zamboni show

نمایش زامبونی

zamboni cleaning

تمیز کردن زامبونی

zamboni session

جلسه زامبونی

zamboni tour

تور زامبونی

zamboni fan

طرفدار زامبونی

جملات نمونه

the zamboni cleaned the ice before the hockey game.

زامبونی یخ را قبل از بازی هاکی تمیز کرد.

we watched the zamboni make its rounds during intermission.

ما دیدیم که زامبونی در زمان استراحت دور زمین می‌چرخد.

the zamboni driver is skilled at maintaining the rink.

راننده زامبونی در نگهداری از زمین یخ مهارت دارد.

children love to see the zamboni in action.

بچه ها عاشق دیدن زامبونی در حال کار هستند.

the zamboni's smooth operation is crucial for the game.

عملکرد روان زامبونی برای بازی بسیار مهم است.

after the zamboni finished, the ice looked perfect.

بعد از اینکه زامبونی کارش را تمام کرد، یخ عالی به نظر می‌رسید.

the zamboni is an essential part of ice rink maintenance.

زامبونی بخش ضروری نگهداری از زمین یخ است.

fans cheered as the zamboni made its way around the rink.

هواداران تشویق کردند وقتی زامبونی دور زمین می‌چرخید.

it takes a lot of practice to operate a zamboni.

برای کار کردن با زامبونی به تمرین زیادی نیاز است.

the zamboni's job is to keep the ice smooth and clean.

وظیفه زامبونی این است که یخ را صاف و تمیز نگه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید