aac

[ایالات متحده]/ˌeɪ.eɪˈsiː/
[بریتانیا]/ˌeɪ.eɪˈsiː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr.کنترل دامنه خودکار؛ کنترل هوای خودکار
n.داروی ضد درد و تب‌بر؛ عمل جایگزینی سر
Word Forms
جمعaacs

جملات نمونه

the aac device helps non-verbal individuals express their needs.

دستگاه AAC به افراد غیرکلامی کمک می‌کند تا نیازهای خود را بیان کنند.

many children benefit from aac therapy at an early age.

بسیاری از کودکان از درمان AAC در سنین پایین بهره مند می‌شوند.

the speech therapist conducted an aac assessment for the student.

گفتار درمانگر ارزیابی AAC را برای دانش آموز انجام داد.

aac technology has advanced significantly in recent years.

فناوری AAC در سال‌های اخیر به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.

the school provides aac tools for students with communication disabilities.

مدرسه ابزارهای AAC را برای دانش آموزان دارای اختلالات ارتباطی فراهم می‌کند.

parents learn aac strategies to support their child's communication development.

والدین استراتژی‌های AAC را برای حمایت از رشد ارتباطی فرزند خود یاد می‌گیرند.

the aac system includes symbols, pictures, and voice output.

سیستم AAC شامل نمادها، تصاویر و خروجی صوتی است.

researchers study the effectiveness of different aac approaches.

محققان اثربخشی رویکردهای مختلف AAC را مطالعه می‌کنند.

aac services are essential for individuals with autism spectrum disorder.

خدمات AAC برای افراد مبتلا به اختلال طیف اوتیسم ضروری است.

the new aac software offers customizable communication boards.

نرم افزار جدید AAC ارائه دهنده تابلوهای ارتباطی قابل تنظیم است.

healthcare professionals recommend early aac intervention for better outcomes.

متخصصان مراقبت‌های بهداشتی مداخله زودهنگام AAC را برای نتایج بهتر توصیه می‌کنند.

aac support helps reduce frustration in non-verbal patients.

حمایت AAC به کاهش ناراحتی در بیماران غیرکلامی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید