abashes

[ایالات متحده]/əˈbæʃɪz/
[بریتانیا]/əˈbæsɪz/

ترجمه

v. باعث شدن کسی احساس شرمندگی یا خجالت کند

عبارات و ترکیب‌ها

abashes expectations

تحقیر انتظارات

to abashes someone

تحقیر کسی

abashes the competition

رقابت را تحقیر می‌کند

completely abashes them

آنها را کاملاً تحقیر می‌کند

abashes her rivals

رقیبانش را تحقیر می‌کند

جملات نمونه

the new policy abashes many people.

سیاست جدید بسیاری از مردم را شرمسنده می‌کند.

his rude behavior abashed the guests.

رفتار بی‌ادبانه او مهمانان را شرمسنده کرد.

she was abashed by his unexpected compliment.

او از تعریف غیرمنتظره او شرمسنده شد.

he abashedly admitted his mistake.

او با شرمندگی اشتباه خود را پذیرفت.

the child's innocence abashes the cynical adults.

معصومیت کودک بزرگسالان بدبین را شرمسنده می‌کند.

his lack of preparation abashed him during the presentation.

کمبود آمادگی او در طول ارائه او را شرمسنده کرد.

she was abashed by her own clumsiness.

او از ناشی‌گری خود شرمسنده شد.

the public's reaction abashed the politician.

واکنش مردم سیاستمدار را شرمسنده کرد.

his boastful words abashed his friends.

اظهارات خودستایانه او دوستانش را شرمسنده کرد.

the unexpected news abashed her.

خبر غیرمنتظره او را شرمسنده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید