abbatoirs

[ایالات متحده]/ˈæbətwɑːz/
[بریتانیا]/ˈæbətwɑːrz/

ترجمه

n. کشتارگاه‌ها؛ مکان‌هایی که در آن حیوانات برای گوشت کشته می‌شوند.

جملات نمونه

strict hygiene standards are enforced in modern abattoirs.

استانداردهای بهداشتی سختگیرانه در کشتارگاه‌های مدرن اجرا می‌شود.

the government inspector conducted a surprise check at the local abattoirs.

معاینه‌گر دولت یک بازرسی غیرمنتظره در کشتارگاه‌های محلی انجام داد.

animal welfare groups frequently protest against conditions in abattoirs.

گروه‌های حمایت از حیوانات به طور مکرر در برابر شرایط موجود در کشتارگاه‌ها اعتراض می‌کنند.

waste management systems are essential for maintaining cleanliness in abattoirs.

سیستم‌های مدیریت زباله برای حفظ پاکیزگی در کشتارگاه‌ها ضروری هستند.

new regulations require cctv cameras to be installed in all abattoirs.

قوانین جدید نصب دوربین‌های مداربسته را در تمام کشتارگاه‌ها الزام می‌کنند.

the regional economy depends heavily on the output of meat abattoirs.

اقتصاد منطقه به طور چشمگیری به تولید کشتارگاه‌های گوشت وابسته است.

workers in abattoirs must wear protective clothing at all times.

کارکنان در کشتارگاه‌ها باید همیشه لباس‌های حفاظتی پوشید.

several abattoirs were temporarily closed due to the disease outbreak.

چند کشتارگاه به دلیل انتشار بیماری به طور موقت بسته شدند.

veterinarians are employed to oversee the stunning process in abattoirs.

دکتران دامپزشکی برای نظارت بر فرآیند شوک در کشتارگاه‌ها استخدام می‌شوند.

efficient logistics are necessary to transport livestock to abattoirs.

لوجیستیک‌های کارآمد برای حمل پرورش دام به کشتارگاه‌ها ضروری است.

the documentary exposed the cruel reality of unregulated abattoirs.

فیلم مستند واقعیت خشن کشتارگاه‌های غیرمقرّر را آشکار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید