abhorrs

[ایالات متحده]/[ˈæb.hɔː(r)z]/
[بریتانیا]/[æbˈhɔːr]/

ترجمه

v. (present tense, 3rd person singular) احساس تنفر شدید یا انزجار داشتن؛ با انزجار یا بیزاری تلقی کردن؛ نفرت داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

he abhorrs waste.

Persian_translation

he abhorrs dishonesty.

Persian_translation

جملات نمونه

he abhorrs the thought of public speaking and avoids it whenever possible.

او از فکر صحبت کردن در جمع متنفر است و تا آنجا که ممکن است از آن اجتناب می‌کند.

the company abhorrs unethical practices and maintains a strict code of conduct.

شرکت از انجام رفتارهای غیراخلاقی بیزار است و یک قانون رفتار سختگیرانه را حفظ می‌کند.

she abhorrs clutter and keeps her apartment meticulously organized.

او از شلوغی متنفر است و آپارتمان خود را به دقت مرتب نگه می‌دارد.

the chef abhorrs using frozen ingredients and insists on fresh produce.

آشپز از استفاده از مواد اولیه یخ‌زده بیزار است و اصرار دارد از محصولات تازه استفاده کند.

he abhorrs the taste of cilantro and refuses to eat it.

او از طعم گشنیز بیزار است و از خوردن آن امتناع می‌کند.

the politician abhorrs corruption and promised to fight against it.

she abhorrs being late and always arrives early for appointments.

او از دیر رسیدن بیزار است و همیشه برای قرار ملاقات‌ها زود می‌رسد.

the critic abhorred the film's predictable plot and poor acting.

منتقد از داستان قابل پیش‌بینی و بازی ضعیف فیلم بیزار بود.

he abhorrs inefficiency and constantly seeks ways to streamline processes.

او از ناکارآمدی بیزار است و دائماً به دنبال راه‌هایی برای ساده‌سازی فرآیندها است.

the artist abhorred commercialism and pursued a purely creative path.

هنرمند از تجاری‌سازی بیزار بود و مسیری کاملاً خلاقانه را دنبال کرد.

she abhorrs dishonesty and values integrity above all else.

او از بی‌صداقت بیزار است و بالاتر از همه صداقت را ارزش می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید