the sun ablates the snow on the mountaintop.
خورشید برف را در بالای کوه ذوب میکند.
the heat ablates the paint from the metal surface.
گرما رنگ را از سطح فلز پاک میکند.
erosion ablates the coastline over time.
فرسایش در طول زمان خط ساحلی را از بین میبرد.
the fire ablated the wooden structure quickly.
آتش به سرعت سازه چوبی را از بین برد.
the meteorite ablated as it entered the atmosphere.
شهاب سنگ هنگام ورود به جو از بین رفت.
the volcano's eruption ablated the surrounding landscape.
آتشفشان مناظر اطراف را از بین برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید