deviant

[ایالات متحده]/ˈdiːviənt/
[بریتانیا]/ˈdiːviənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرد انحرافی، فرد غیرطبیعی
adj. انحرافی، غیرطبیعی

عبارات و ترکیب‌ها

deviant behavior

رفتار انحرافی

deviant thoughts

افکار منحرف

deviant personality

شخصیت منحرف

deviant tendencies

تمایلات منحرف

جملات نمونه

Deviant behaviour is one of the features of certain types of mental illness.

رفتار انحرافی یکی از ویژگی‌های انواع خاصی از بیماری‌های روانی است.

Synonyms ABNORMAL 1, anomalous, atypical, deviant, deviative, heteroclite,

Synonyms ABNORMAL 1, غیرعادی، نامعمول، غیرمتعارف، منحرف، انحرافی، غیرهمگن

Objective To evaluate diagnostic value of CT Virtual Bronc ho scopy (CTVB) on deviant substance in trachea and bronc hia of children.

هدف ارزیابی ارزش تشخیصی برونکوسکوپی مجازی CT (CTVB) در مورد ماده غیرعادی در نای و برونش کودکان.

نمونه‌های واقعی

And good luck if the prosecution's painting your client as being a sexual deviant.

با توجه به اینکه دادستان در حال القای این ایده است که موکل شما فردی منحرف جنسی است، موفق باشید.

منبع: The Good Place Season 2

Oh, what, are you some kind of a deviant, are ya?

اوه، چی، شما یک فرد منحرف هستید، مگه نه؟

منبع: Go blank axis version

Scholars of that time accused her of acts of deception and deviant behavior.

دانشمندان آن زمان او را به اعمال فریب و رفتار منحرف متهم کردند.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Hungarian media, which are largely under Mr Orban's thumb, painted them as deviants and warmongers.

رسانه های مجارستانی که عمدتاً تحت نفوذ آقای اوربان هستند، آنها را به عنوان منحرف و جنگ طلب نشان دادند.

منبع: The Economist (Summary)

The men were accused of attending or arranging so-called deviant sex parties and dressing in women's clothes.

این مردان به شرکت یا برگزاری مهمانی های جنسی به اصطلاح منحرف و پوشیدن لباس های زنانه متهم شدند.

منبع: BBC Listening Collection April 2014

Individual behavior was even seen as deviant and idiotic throughout ancient times and much of the Middle Ages.

حتی در دوران باستان و بخش زیادی از قرون وسطی، رفتار فردی به عنوان منحرف و احمقانه تلقی می شد.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

They accuse the women of deviant beliefs or sex lives.

آنها زنان را به داشتن باورها یا زندگی جنسی منحرف متهم می کنند.

منبع: The Economist Culture

The girl has an M.B.A. in deviant behavior.

آن دختر دارای مدرک MBA در زمینه رفتار منحرف است.

منبع: Gossip Girl Season 3

It would be tantamount to full-on government endorsement of deviant vampiric behavior.

این معادل تایید کامل دولت از رفتار شیطانی و منحرفانه خواهد بود.

منبع: True Blood Season 3

But sadists are sexually deviant yet there is no evidence of sexual contact.

اما سادیست ها از نظر جنسی منحرف هستند، با این حال هیچ مدرکی مبنی بر تماس جنسی وجود ندارد.

منبع: Criminal Minds Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید