abridgment

[ایالات متحده]/ˈæbrɪdʒmɛnt/
[بریتانیا]/əˈbrɪdʒmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نسخه‌ای کوتاه شده از یک متن یا سخنرانی؛ عمل کوتاه کردن چیزی؛ کاهش در حقوق، امتیازات یا آزادی‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

avoiding unnecessary abridgments

اجتناب از اختصار غیر ضروری

جملات نمونه

the book provided an abridgment of the lengthy novel.

کتاب، خلاصه‌ای از رمان طولانی را ارائه داد.

she made an abridgment of the article for the newspaper.

او خلاصه‌ای از مقاله را برای روزنامه تهیه کرد.

the film was an abridgment of the original play.

فیلم، خلاصه‌ای از نمایشنامه اصلی بود.

he offered an abridgment of his research findings.

او خلاصه‌ای از یافته‌های تحقیقاتی خود ارائه داد.

the textbook provides an abridgment of key historical events.

کتاب درسی، خلاصه‌ای از وقایع تاریخی کلیدی ارائه می‌دهد.

the lawyer requested an abridgment of the legal documents.

وکیل، درخواست خلاصه‌ای از اسناد قانونی کرد.

an abridgment of the contract was signed by both parties.

خلاصه‌ای از قرارداد توسط هر دو طرف امضا شد.

the website offered an abridgment of the latest news.

وب سایت، خلاصه‌ای از آخرین اخبار را ارائه داد.

he created an abridgment of his grandfather's memoirs.

او خلاصه‌ای از خاطرات پدربزرگ خود ایجاد کرد.

the teacher gave an abridgment of the complex poem.

معلم، خلاصه‌ای از شعر پیچیده ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید