abstainer

[ایالات متحده]/əb'steinə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که خودداری می‌کند یا چیزی را ترک می‌کند، مانند الکل؛ فردی که از رفتارهای خاصی خودداری می‌کند.

جملات نمونه

So I gave it up – cold turkey, because I'm an abstainer not a moderator.

من آن را رها کردم - به طور کامل، زیرا من یک خودداری‌کننده هستم، نه یک تعدیل‌کننده.

He is a strict abstainer from alcohol.

او یک خودداری‌کننده سخت از الکل است.

She is an abstainer from caffeine.

او از کافئین خودداری می‌کند.

As an abstainer from social media, he enjoys a more peaceful life.

همانطور که از رسانه های اجتماعی خودداری می کند، از زندگی آرام تری لذت می برد.

Being an abstainer from smoking, she has better lung health.

با خودداری از سیگار کشیدن، او از سلامت ریه بهتری برخوردار است.

He is an abstainer from sugary foods for health reasons.

او به دلیل سلامتی از مصرف غذاهای شیرین خودداری می کند.

She is an abstainer from gossip and drama.

او از شایعات و درام خودداری می کند.

The group of abstainers from meat organized a vegetarian potluck.

گروهی از افرادی که از خوردن گوشت خودداری می کردند، یک مهمانی گیاهخواری ترتیب دادند.

As an abstainer from technology, he prefers reading physical books.

همانطور که از فناوری خودداری می کند، ترجیح می دهد کتاب های فیزیکی بخواند.

She is an abstainer from negative thoughts and focuses on positivity.

او از افکار منفی خودداری می کند و بر مثبت اندیشی تمرکز می کند.

He is an abstainer from fast fashion and supports sustainable clothing brands.

او از مد سریع خودداری می کند و از برندهای لباس پایدار حمایت می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید