active partaker
شرکتکننده فعال
willing partaker
شرکتکننده مایل
enthusiastic partaker
شرکتکننده مشتاق
regular partaker
شرکتکننده منظم
silent partaker
شرکتکننده ساکت
full partaker
شرکتکننده کامل
occasional partaker
شرکتکننده گاه به گاه
prominent partaker
شرکتکننده برجسته
key partaker
شرکتکننده کلیدی
passive partaker
شرکتکننده منفعل
the partaker in the event was very enthusiastic.
شرکتکننده در رویداد بسیار پرانرژی بود.
every partaker received a certificate of participation.
هر شرکتکننده گواهی شرکت دریافت کرد.
as a partaker, you should respect the rules.
به عنوان یک شرکتکننده، باید به قوانین احترام بگذارید.
the partaker shared valuable insights during the discussion.
شرکتکننده در طول بحث، بینشهای ارزشمندی را به اشتراک گذاشت.
being a partaker of the project was a rewarding experience.
شرکتکننده بودن در پروژه یک تجربه پاداشبخش بود.
each partaker contributed to the success of the team.
هر شرکتکننده به موفقیت تیم کمک کرد.
the partaker's feedback was instrumental in improving the program.
بازخورد شرکتکننده در بهبود برنامه بسیار مهم بود.
we are looking for partakers for our upcoming study.
ما به دنبال شرکتکنندگان برای مطالعه آتی خود هستیم.
a good partaker knows how to listen and engage.
یک شرکتکننده خوب میداند چگونه گوش دهد و مشارکت کند.
the partaker was recognized for their outstanding contribution.
شرکتکننده به خاطر مشارکت برجستهاش مورد تقدیر قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید