heavy drinker
سیاه کننده
social drinker
نوشیدنی اجتماعی
an intemperate drinker
یک فرد مست و ولخرج
he was a notorious drinker and womanizer.
او یک معتاد به الکل و زنباز مشهور بود.
ex-drinkers who have taken the pledge.
افراد سابقاً معتاد به الکلی که سوگند یاد کردهاند.
a confirmed vodka drinker
یک مصرف کننده تایید شده ودکا
the risk of drinkers inadvertently going over the limit .
خطر اینکه معتادان به طور ناخواسته از حد مجاز عبور کنند.
I approached a lone drinker across the bar.
من به سمت یک معتاد تنها در آن طرف بار رفتم.
a two-fisted drinker; a two-fisted card player.
یک معتاد الکلی قویجثه؛ یک بازیکن ورق قویجثه.
I wouldn't say he's a drinker but he indulged at the party last night.
نمیخواهم بگویم او معتاد است، اما شب گذشته در مهمانی زیادهروی کرد.
According to research, non-drinkers are more likely to develop the winter snuffles than moderate drinkers.
بر اساس تحقیقات، غیرمعتادان بیشتر از معتادان متعادل احتمال ابتلا به سرماخوردگی زمستانی را دارند.
He claims he's a big drinker, but even his daughter could drink him under the table.
او ادعا میکند که یک معتاد الکلی بزرگ است، اما حتی دخترش هم میتواند او را شکست دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید