abstractionist

[ایالات متحده]/ˌæbstrækʃənɪst/
[بریتانیا]/ˌæk·stræk·shən·ɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنرمندی که هنر انتزاعی خلق می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

abstractionist painter

نقاشِ انتزاعی‌گرا

an abstractionist approach

رویکرد انتزاعی‌گرا

renowned abstractionist artist

هنرمند انتزاعی‌گرای مشهور

modern abstractionist movement

جنبش مدرن انتزاعی‌گرایی

explore abstractionist concepts

بررسی مفاهیم انتزاعی‌گرایی

abstractionist art movements

جنبش‌های هنری انتزاعی‌گرا

جملات نمونه

the artist was a renowned abstractionist.

هنرمند یک چکیده‌نویس مشهور بود.

she is considered a leading figure in modern abstractionist art.

او به عنوان چهره پیشرو در هنر تجریدی مدرن در نظر گرفته می‌شود.

abstractionist art can be both challenging and rewarding to interpret.

تفسیر هنر تجریدی می‌تواند هم چالش‌برانگیز و هم پاداش‌دهنده باشد.

the museum displayed a collection of 20th-century abstractionist paintings.

موزه مجموعه‌ای از نقاشی‌های تجریدی قرن بیستم را به نمایش گذاشت.

he was an innovative abstractionist, pushing the boundaries of traditional art.

او یک چکیده‌نویس نوآور بود و مرزهای هنر سنتی را گسترش می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید