abutilon

[ایالات متحده]/ˌæbjuːˈtaɪlən/
[بریتانیا]/ˌæbjəˈtaɪlən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جنس از گیاهان گلدار با گل‌های بزرگ و چشمگیر. ; گیاهانی که به جنس Abutilon تعلق دارند.
Word Forms
جمعabutilons

عبارات و ترکیب‌ها

abutilon plant

گیاه ابوتیلون

abutilon flower

گل ابوتیلون

abutilon care tips

نکات مراقبت از ابوتیلون

common abutilon varieties

گونه‌های رایج ابوتیلون

abutilon propagation methods

روش‌های تکثیر ابوتیلون

abutilon leaf care

مراقبت از برگ‌های ابوتیلون

abutilon disease symptoms

علائم بیماری ابوتیلون

growing abutilon indoors

کشت ابوتیلون در داخل خانه

abutilon bonsai techniques

تکنیک‌های بونسای ابوتیلون

جملات نمونه

the abutilon plant thrives in sunny locations.

گیاه ابوتیلون در مکان‌های آفتابی رشد می‌کند.

she admired the vibrant red abutilon flowers.

او گل‌های قرمز و پررنگ ابوتیلون را تحسین کرد.

the abutilon's bell-shaped blooms are quite captivating.

گل‌های به شکل ناقوس ابوتیلون بسیار جذاب هستند.

he carefully pruned the abutilon to maintain its shape.

او با دقت ابوتیلون را هرس کرد تا شکل آن حفظ شود.

the abutilon's delicate petals are a favorite among butterflies.

برگ‌های ظریف ابوتیلون مورد علاقه پروانه‌ها هستند.

a pot of abutilon adds a touch of color to her balcony.

یک گلدان ابوتیلون رنگی به بالکن او اضافه می‌کند.

the gardener recommended planting abutilons in well-drained soil.

باغبانی کاشتن ابوتیلون در خاک با زهکشی خوب را توصیه کرد.

the abutilon's long blooming season makes it a popular choice for gardeners.

فصل گلدهی طولانی ابوتیلون آن را به یک انتخاب محبوب برای باغبانان تبدیل کرده است.

she gifted him a bouquet of vibrant abutilon flowers.

او یک دسته گل ابوتیلون پر جنب و جوش به او هدیه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید