| جمع | abutters |
abutter agreement
توافق همسایه
property abutter
همسایه ملک
abutter notification
اطلاع رسانی به همسایه
abutter concerns
نگرانی های همسایه
abutter rights
حقوق همسایه
address abutter issues
رسیدگی به مشکلات همسایه
resolve abutter disputes
حل اختلافات همسایه
abutter boundary line
خط مرزی همسایه
contact abutters
تماس با همسایه ها
the abutter owns a large tract of land.
مالک زمین بزرگ است.
there was a dispute between the abutters over the property line.
در مورد خط ملک بین همسایگان اختلاف وجود داشت.
the new development will impact the abutters' access to sunlight.
توسعه جدید دسترسی همسایگان به نور خورشید را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
abutters often share resources, like water or gardening tools.
همسایگان اغلب منابع را به اشتراک می گذارند، مانند آب یا ابزارهای باغبانی.
the abutter's fence encroached on my property.
فنس همسایه بر ملک من تجاوز کرده بود.
local laws outline the rights and responsibilities of abutters.
قوانین محلی حقوق و مسئولیت های همسایگان را مشخص می کند.
the abutter's noise complaint led to a tense situation.
شکایت همسایه از سر و صدا منجر به یک وضعیت تنش آلود شد.
being an abutter can bring both challenges and benefits.
همسایه بودن می تواند هم چالش ها و هم مزایا را به همراه داشته باشد.
the abutters agreed to share the cost of maintaining the shared driveway.
همسایگان با هم توافق کردند که هزینه نگهداری از مسیر ورودی مشترک را به اشتراک بگذارند.
abutters often develop friendly relationships over time.
همسایگان اغلب در طول زمان روابط دوستانه ای ایجاد می کنند.
abutter agreement
توافق همسایه
property abutter
همسایه ملک
abutter notification
اطلاع رسانی به همسایه
abutter concerns
نگرانی های همسایه
abutter rights
حقوق همسایه
address abutter issues
رسیدگی به مشکلات همسایه
resolve abutter disputes
حل اختلافات همسایه
abutter boundary line
خط مرزی همسایه
contact abutters
تماس با همسایه ها
the abutter owns a large tract of land.
مالک زمین بزرگ است.
there was a dispute between the abutters over the property line.
در مورد خط ملک بین همسایگان اختلاف وجود داشت.
the new development will impact the abutters' access to sunlight.
توسعه جدید دسترسی همسایگان به نور خورشید را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
abutters often share resources, like water or gardening tools.
همسایگان اغلب منابع را به اشتراک می گذارند، مانند آب یا ابزارهای باغبانی.
the abutter's fence encroached on my property.
فنس همسایه بر ملک من تجاوز کرده بود.
local laws outline the rights and responsibilities of abutters.
قوانین محلی حقوق و مسئولیت های همسایگان را مشخص می کند.
the abutter's noise complaint led to a tense situation.
شکایت همسایه از سر و صدا منجر به یک وضعیت تنش آلود شد.
being an abutter can bring both challenges and benefits.
همسایه بودن می تواند هم چالش ها و هم مزایا را به همراه داشته باشد.
the abutters agreed to share the cost of maintaining the shared driveway.
همسایگان با هم توافق کردند که هزینه نگهداری از مسیر ورودی مشترک را به اشتراک بگذارند.
abutters often develop friendly relationships over time.
همسایگان اغلب در طول زمان روابط دوستانه ای ایجاد می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید