bordering

[ایالات متحده]/[ˈbɔːdərɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈbɔːrdərɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در کنار یا در امتداد لبه چیزی بودن؛ در لبه چیزی واقع شدن.
adj. در یا نزدیک به یک مرز واقع شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

bordering on chaos

در آستانه هرج و مرج

bordering countries

کشورهای همسایه

bordering area

منطقه همسایه

bordering the park

مرز پارک

bordering river

رودخانه مرزی

bordering states

ایالت‌های همسایه

bordering property

ملک مجاور

bordering woodland

مرز جنگل

bordering on disaster

در آستانه فاجعه

bordering road

جاده مرزی

جملات نمونه

the park is bordering on a beautiful lake.

پارک در مجاورت یک دریاچه زیبا قرار دارد.

several countries are bordering the disputed territory.

چند کشور در مجاورت منطقه مورد مناقشه قرار دارند.

the property is bordering a protected wildlife area.

این ملک در مجاورت یک منطقه حفاظت شده حیات وحش قرار دارد.

the town is bordering a large forest.

شهر در مجاورت یک جنگل بزرگ قرار دارد.

the state is bordering two other states.

این ایالت با دو ایالت دیگر هم‌مرز است.

the restaurant is bordering a busy street.

رستوران در مجاورت یک خیابان شلوغ قرار دارد.

the garden is bordering the house on one side.

باغ در یک طرف، در مجاورت خانه قرار دارد.

the land is bordering a river.

زمین در مجاورت یک رودخانه قرار دارد.

the field is bordering a farmer's property.

زمین در مجاورت ملک یک کشاورز قرار دارد.

the country is bordering the ocean.

کشور در مجاورت اقیانوس قرار دارد.

the building is bordering a public square.

ساختمان در مجاورت یک میدان عمومی قرار دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید