academician

[ایالات متحده]/ə,kædə'mɪʃ(ə)n/
[بریتانیا]/ˌækədə'mɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضو یک جامعه دانشگاهی، همکار یک جامعه علمی، دانشجوی دانشگاه، پژوهشگر.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

prestigious academician

استاد برجسته

honorary academician

استاد افتخاری

renowned academician

استاد مشهور

جملات نمونه

He was elected as an academician of the prestigious academy.

او به عنوان یک دانشمند برجسته در آکادمی معتبر انتخاب شد.

The academician's research has greatly impacted the field of medicine.

تحقیقات دانشمند تأثیر بسزایی در زمینه پزشکی داشته است.

She is a renowned academician in the field of physics.

او یک دانشمند برجسته در زمینه فیزیک است.

The academician published a groundbreaking paper on climate change.

دانشمند مقاله‌ای پیشگامانه در مورد تغییرات آب و هوایی منتشر کرد.

Many academicians attended the international conference on technology.

بسیاری از دانشمندان در کنفرانس بین‌المللی فناوری شرکت کردند.

The academician received a prestigious award for his contributions to literature.

دانشمند برای سهم خود در ادبیات مورد دریافت جایزه معتبری قرار گرفت.

Academicians from different countries collaborated on the research project.

دانشمندان از کشورهای مختلف در پروژه تحقیقاتی با یکدیگر همکاری کردند.

The academician's expertise in mathematics is widely recognized.

تخصص دانشمند در ریاضیات به طور گسترده شناخته شده است.

She was appointed as the first female academician in the history of the academy.

او به عنوان اولین دانشمند زن در تاریخ آکادمی منصوب شد.

The academician's lecture on artificial intelligence was well-received by the audience.

سخنرانی دانشمند در مورد هوش مصنوعی با استقبال خوبی از سوی مخاطبان روبرو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید