accentuation

[ایالات متحده]/æk,sentju'eiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استرس، تأکید

جملات نمونه

the accentuation of the Treasury's currency policy.

تاکید بر سیاست ارزی خزانه‌داری

a condition with accentuation of female characteristics.

حاله ای با تاکید بر ویژگی های زنانه

The accentuation of certain features in the painting drew the viewer's attention.

تاکید بر ویژگی های خاص در نقاشی توجه بیننده را جلب کرد.

Proper accentuation is important in singing to convey emotions effectively.

تاکید مناسب در آواز برای انتقال احساسات به طور موثر مهم است.

She used makeup to achieve accentuation of her cheekbones.

او از آرایش برای ایجاد تاکید بر استخوان گونه هایش استفاده کرد.

In typography, accentuation of certain words can enhance readability.

در طراحی حروف، تاکید بر کلمات خاص می تواند خوانایی را افزایش دهد.

The accentuation of flavors in this dish makes it stand out from the rest.

تاکید بر طعم ها در این غذا باعث می شود از بقیه متمایز شود.

His speech had a strong accentuation on the importance of education.

سخنرانی او تاکید زیادی بر اهمیت آموزش داشت.

The artist used light and shadow for accentuation in the portrait.

هنرمند از نور و سایه برای تاکید در پرتره استفاده کرد.

The accentuation of the main theme in the novel created a powerful impact on readers.

تاکید بر مضمون اصلی در رمان تاثیر قدرتمندی بر خوانندگان داشت.

The designer chose a minimalist approach with accentuation on clean lines.

طراح رویکردی مینیمالیستی با تاکید بر خطوط تمیز انتخاب کرد.

In photography, accentuation of textures can add depth to the image.

در عکاسی، تاکید بر بافت ها می تواند عمق را به تصویر اضافه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید