acceptee

[ایالات متحده]/əˈsɛpt.iː/
[بریتانیا]/əˈsept.i/

ترجمه

n. فردی که برای چیزی پذیرفته یا انتخاب شده است؛ فردی که الزامات یا استانداردها را برآورده می‌کند.

جملات نمونه

the acceptee has to sign the contract.

پذیرفته‌کننده باید قرارداد را امضا کند.

she was overjoyed to be the acceptee of his proposal.

او از اینکه پذیرفته‌کننده پیشنهاد او بود بسیار خوشحال بود.

the scholarship program has many acceptees each year.

برنامه بورسیه هر سال پذیرندگان زیادی دارد.

he was chosen as the acceptee for a prestigious internship.

او به عنوان پذیرفته‌کننده یک دوره کارآموزی معتبر انتخاب شد.

the committee carefully reviewed all the acceptees.

کمیته با دقت همه پذیرفته‌کنندگان را بررسی کرد.

being the acceptee of a grant can be life-changing.

پذیرفته‌کننده بودن یک کمک هزینه می‌تواند زندگی را تغییر دهد.

the university welcomes all its acceptees to campus.

دانشگاه از همه پذیرفته‌کنندگان خود در محوطه دانشگاه استقبال می‌کند.

she was thrilled to be the acceptee for the role.

او از اینکه پذیرفته‌کننده نقش بود بسیار هیجان‌زده بود.

the selectees were notified about their acceptance as acceptees.

به پذیرفته‌شدگان در مورد پذیرش آنها به عنوان پذیرفته‌کننده اطلاع داده شد.

he was the only acceptee for the award this year.

او تنها پذیرفته‌کننده جایزه امسال بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید