job rejectee
نامزد رد شده شغلی
application rejectee
نامزد رد شده درخواست
offer rejectee
نامزد رد شده پیشنهاد
candidate rejectee
نامزد رد شده
interview rejectee
نامزد رد شده مصاحبه
rejectee feedback
بازخورد نامزد رد شده
rejectee status
وضعیت نامزد رد شده
rejectee list
لیست نامزدهای رد شده
rejectee rights
حقوق نامزد رد شده
rejectee response
پاسخ نامزد رد شده
the rejectee felt disappointed after the interview.
رد شده احساس ناامیدی پس از مصاحبه کرد.
many rejectees often seek feedback to improve.
بسیاری از افراد رد شده اغلب به دنبال بازخورد برای بهبود هستند.
the rejectee was surprised by the sudden decision.
رد شده از تصمیم ناگهانی تعجب کرد.
support groups can help rejectees cope with rejection.
گروههای حمایتی میتوانند به افراد رد شده کمک کنند تا با طرد کنار بیایند.
being a rejectee can be a learning experience.
رد شدن میتواند یک تجربه یادگیری باشد.
the rejectee decided to apply for more positions.
رد شده تصمیم گرفت برای موقعیتهای شغلی بیشتری درخواست دهد.
some rejectees bounce back stronger than before.
برخی از افراد رد شده قویتر از قبل بازمیگردند.
the rejectee wrote a heartfelt letter to the employer.
رد شده نامهای صمیمانه به کارفرما نوشت.
networking can help rejectees find new opportunities.
شبکهسازی میتواند به افراد رد شده کمک کند تا فرصتهای جدیدی پیدا کنند.
each rejectee has their own unique story to tell.
هر فرد رد شده داستان منحصر به فرد خود را برای گفتن دارد.
job rejectee
نامزد رد شده شغلی
application rejectee
نامزد رد شده درخواست
offer rejectee
نامزد رد شده پیشنهاد
candidate rejectee
نامزد رد شده
interview rejectee
نامزد رد شده مصاحبه
rejectee feedback
بازخورد نامزد رد شده
rejectee status
وضعیت نامزد رد شده
rejectee list
لیست نامزدهای رد شده
rejectee rights
حقوق نامزد رد شده
rejectee response
پاسخ نامزد رد شده
the rejectee felt disappointed after the interview.
رد شده احساس ناامیدی پس از مصاحبه کرد.
many rejectees often seek feedback to improve.
بسیاری از افراد رد شده اغلب به دنبال بازخورد برای بهبود هستند.
the rejectee was surprised by the sudden decision.
رد شده از تصمیم ناگهانی تعجب کرد.
support groups can help rejectees cope with rejection.
گروههای حمایتی میتوانند به افراد رد شده کمک کنند تا با طرد کنار بیایند.
being a rejectee can be a learning experience.
رد شدن میتواند یک تجربه یادگیری باشد.
the rejectee decided to apply for more positions.
رد شده تصمیم گرفت برای موقعیتهای شغلی بیشتری درخواست دهد.
some rejectees bounce back stronger than before.
برخی از افراد رد شده قویتر از قبل بازمیگردند.
the rejectee wrote a heartfelt letter to the employer.
رد شده نامهای صمیمانه به کارفرما نوشت.
networking can help rejectees find new opportunities.
شبکهسازی میتواند به افراد رد شده کمک کند تا فرصتهای جدیدی پیدا کنند.
each rejectee has their own unique story to tell.
هر فرد رد شده داستان منحصر به فرد خود را برای گفتن دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید