rejectee

[ایالات متحده]/rɪˈdʒɛktiː/
[بریتانیا]/rɪˈdʒɛkti/

ترجمه

n. فردی که رد شده یا کنار گذاشته شده است؛ فردی که اخراج شده است

عبارات و ترکیب‌ها

job rejectee

نامزد رد شده شغلی

application rejectee

نامزد رد شده درخواست

offer rejectee

نامزد رد شده پیشنهاد

candidate rejectee

نامزد رد شده

interview rejectee

نامزد رد شده مصاحبه

rejectee feedback

بازخورد نامزد رد شده

rejectee status

وضعیت نامزد رد شده

rejectee list

لیست نامزدهای رد شده

rejectee rights

حقوق نامزد رد شده

rejectee response

پاسخ نامزد رد شده

جملات نمونه

the rejectee felt disappointed after the interview.

رد شده احساس ناامیدی پس از مصاحبه کرد.

many rejectees often seek feedback to improve.

بسیاری از افراد رد شده اغلب به دنبال بازخورد برای بهبود هستند.

the rejectee was surprised by the sudden decision.

رد شده از تصمیم ناگهانی تعجب کرد.

support groups can help rejectees cope with rejection.

گروه‌های حمایتی می‌توانند به افراد رد شده کمک کنند تا با طرد کنار بیایند.

being a rejectee can be a learning experience.

رد شدن می‌تواند یک تجربه یادگیری باشد.

the rejectee decided to apply for more positions.

رد شده تصمیم گرفت برای موقعیت‌های شغلی بیشتری درخواست دهد.

some rejectees bounce back stronger than before.

برخی از افراد رد شده قوی‌تر از قبل بازمی‌گردند.

the rejectee wrote a heartfelt letter to the employer.

رد شده نامه‌ای صمیمانه به کارفرما نوشت.

networking can help rejectees find new opportunities.

شبکه‌سازی می‌تواند به افراد رد شده کمک کند تا فرصت‌های جدیدی پیدا کنند.

each rejectee has their own unique story to tell.

هر فرد رد شده داستان منحصر به فرد خود را برای گفتن دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید