acceptor

[ایالات متحده]/əˈseptər/
[بریتانیا]/əkˈsɛptər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا چیزی که چیزی را دریافت می‌کند؛ در شیمی، یک مولکول که الکترون‌ها را در یک واکنش شیمیایی می‌پذیرد

عبارات و ترکیب‌ها

acceptor molecule

مولکول پذیرنده

electron acceptor

پذیرنده الکترون

hydrogen acceptor

پذیرنده هیدروژن

acceptor site

محل پذیرنده

receptor acceptor

پذیرنده گیرنده

acceptor field

حوزه پذیرنده

chemical acceptor

پذیرنده شیمیایی

acceptor waveguide

الکنده راهنما

primary acceptor

پذیرنده اولیه

acceptor atom

اتم پذیرنده

جملات نمونه

the receptor is an acceptor of signals.

گیرنده یک پذیرنده سیگنال‌ها است.

this molecule acts as an electron acceptor.

این مولکول به عنوان یک پذیرنده الکترون عمل می‌کند.

the enzyme has a specific acceptor site.

آنزیم دارای یک مکان پذیرنده خاص است.

it's important to be an active acceptor of feedback.

مهم است که یک پذیرنده فعال بازخورد باشید.

she was an eager acceptor of new ideas.

او یک پذیرنده مشتاق ایده‌های جدید بود.

the soil acts as an acceptor for pollutants.

خاک به عنوان یک پذیرنده برای آلاینده‌ها عمل می‌کند.

he was a willing acceptor of responsibility.

او یک پذیرنده آماده مسئولیت بود.

the antenna is an acceptor of electromagnetic waves.

آنتن یک پذیرنده امواج الکترومغناطیسی است.

the plant uses sunlight as an energy acceptor.

گیاه از نور خورشید به عنوان یک پذیرنده انرژی استفاده می‌کند.

he was a reluctant acceptor of the award.

او یک پذیرنده اکراهی جایزه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید