acceptor molecule
مولکول پذیرنده
electron acceptor
پذیرنده الکترون
hydrogen acceptor
پذیرنده هیدروژن
acceptor site
محل پذیرنده
receptor acceptor
پذیرنده گیرنده
acceptor field
حوزه پذیرنده
chemical acceptor
پذیرنده شیمیایی
acceptor waveguide
الکنده راهنما
primary acceptor
پذیرنده اولیه
acceptor atom
اتم پذیرنده
the receptor is an acceptor of signals.
گیرنده یک پذیرنده سیگنالها است.
this molecule acts as an electron acceptor.
این مولکول به عنوان یک پذیرنده الکترون عمل میکند.
the enzyme has a specific acceptor site.
آنزیم دارای یک مکان پذیرنده خاص است.
it's important to be an active acceptor of feedback.
مهم است که یک پذیرنده فعال بازخورد باشید.
she was an eager acceptor of new ideas.
او یک پذیرنده مشتاق ایدههای جدید بود.
the soil acts as an acceptor for pollutants.
خاک به عنوان یک پذیرنده برای آلایندهها عمل میکند.
he was a willing acceptor of responsibility.
او یک پذیرنده آماده مسئولیت بود.
the antenna is an acceptor of electromagnetic waves.
آنتن یک پذیرنده امواج الکترومغناطیسی است.
the plant uses sunlight as an energy acceptor.
گیاه از نور خورشید به عنوان یک پذیرنده انرژی استفاده میکند.
he was a reluctant acceptor of the award.
او یک پذیرنده اکراهی جایزه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید