accrues

[ایالات متحده]/əˈkruːz/
[بریتانیا]/əˈkruːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به مرور زمان افزایش می‌یابد؛ به چیزی به تدریج اضافه می‌شود؛ به طور طبیعی تولید یا به دست می‌آید؛ به مرور زمان انباشته می‌شود، به ویژه پول یا بدهی

جملات نمونه

interest accrues daily on the account.

بهره روزانه بر روی حساب منظور می‌شود.

experience accrues over time through practice.

تجربه با گذشت زمان و از طریق تمرین به دست می‌آید.

benefits accrue to those who invest early.

مزایا به کسانی که زود سرمایه‌گذاری می‌کنند، می‌رسد.

knowledge accrues from reading and learning.

دانش از طریق مطالعه و یادگیری به دست می‌آید.

rewards accrue for completing tasks successfully.

پاداش‌ها برای انجام موفقیت‌آمیز وظایف به دست می‌آید.

stress can accrue from demanding jobs.

استرس می‌تواند از شغل‌های سخت‌گیرنده ایجاد شود.

debt accrues with unpaid interest.

بدهی با بهره پرداخت نشده افزایش می‌یابد.

the company's profits accrue to its shareholders.

سود شرکت به سهامداران آن تعلق می‌گیرد.

he accrued many vacation days over the years.

او در طول سال‌ها روزهای تعطیلات زیادی انباشته کرد.

her reputation accrues from her hard work and dedication.

شهرت او از تلاش و تعهد او ناشی می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید