point an accusing finger at a person
اشاره متهمانه به شخص
she stared at him with accusing eyes.
او با چشمان متهمانه به او خیره شد.
accusing me to my face of having chickened out.
با وجود اینکه من ترسیده ام، به من متهم کردند.
editorials accusing the government of wanting to gag the popular press.
مقاله هایی که دولت را به تلاش برای خفه کردن رسانه های محبوب متهم می کنند.
They are accusing the teacher of political bias in his marking.
آنها معلم را به داشتن سوگیری سیاسی در نمراتش متهم می کنند.
the capper was him accusing her of ripping off his car.
نکته پایانی این بود که او متهم کرد او ماشینش را دزدیده است.
Husband and wife turned coldly accusing backs toward each other.
همسر و همسر به طور سرد و متهمانه پشت به یکدیگر کردند.
A few weeks ago she lashed out at critics, accusing them of trying to commit “political femicide.
چند هفته پیش، او به منتقدان حمله کرد و آنها را به تلاش برای انجام "قتل سیاسی زنان" متهم کرد.
Transgenic organism looks like a hold of anlace,bringing great benefit to human and accusing for the security with its development.
ارگانیسم ترنسژنیک شبیه یک انلاچه است که فواید زیادی برای انسان دارد و با توسعه آن امنیت را به خطر می اندازد.
Kiev is accusing Moscow of sabotaging the talks.
کییف مدعی است که مسکو در حال خرابکاری در مذاکرات است.
منبع: CRI Online June 2015 Collection" If you accuse my elf, you accuse me, Diggory! " shouted Mr. Crouch.
" اگر به الف من متهم کنی، به من هم توهین میکنی، دیگوری!" آقای کروت فریاد زد.
منبع: Harry Potter and the Goblet of FireScarlett, I'm not upbraiding you, accusing you, reproaching you.
اسکارلت، من شما را سرزنش نمیکنم، متهم نمیکنم، یا شما را مورد شماتت قرار نمیدهم.
منبع: Gone with the WindSouth Africans are now accusing Trump of trying to stoke racial tensions in the country.
آفریقاییهای جنوبی اکنون بایدن را به تلاش برای تشدید تنشهای نژادی در این کشور متهم میکنند.
منبع: NPR News August 2018 CompilationOne of the young men now accusing him spoke to an Atlanta television station WAGA.
یکی از جوانانی که اکنون او را متهم است با ایستگاه تلویزیونی آتلانتا، WAGA صحبت کرد.
منبع: CNN Listening Collection November 2012He launched a ballistic attack on the media accusing journalists of misrepresenting his position on white supremacists violence.
او با اتهام به روزنامهنگاران مبنی بر تحریف موضع او در مورد خشونتهای سفیدپوستان، به رسانهها حمله کلامی انجام داد.
منبع: BBC Listening September 2017 CollectionDid you know that the Mona Lisa was once accused of a crime?
آیا میدانید که مونالیزا یک بار به ارتکاب جرم متهم شده بود؟
منبع: CNN 10 Student English May 2023 CompilationGoogle, after all, has been repeatedly accused of improperly collecting user data.
گوگل، در هر صورت، بارها متهم شده است که دادههای کاربر را به طور نامناسب جمعآوری میکند.
منبع: Reader's Digest AnthologyIndicted means officially accused of a crime.
Indicted به معنای متهم شدن رسمی به یک جرم است.
منبع: Learn English by following hot topics.Banaby Joyce has also been accused of sexual harassment by an unidentified individual.
بانابی جویس همچنین به آزار جنسی توسط یک فرد ناشناس متهم شده است.
منبع: BBC Listening Collection February 2018لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید