acephalias

[ایالات متحده]/ˈæsɪˈfeɪliəs/
[بریتانیا]/ˌæsɪˈfɛliəs/

ترجمه

n. نقص مادرزادی که با عدم وجود جمجمه و مغز مشخص می‌شود.

جملات نمونه

acephalias is a rare birth defect.

بی‌سرگشتگی یک نقص مادرزاده نادر است.

the study focused on the causes of acephalias in newborns.

این مطالعه بر روی علل بی‌سرگشتگی در نوزادان متمرکز بود.

acephalias is often fatal, occurring during early fetal development.

بی‌سرگشتگی اغلب کشنده است و در طول مراحل اولیه رشد جنینی رخ می‌دهد.

researchers are exploring potential treatments for acephalias.

محققان در حال بررسی درمان‌های بالقوه برای بی‌سرگشتگی هستند.

acephalias is a complex medical condition requiring specialized care.

بی‌سرگشتگی یک وضعیت پزشکی پیچیده است که نیاز به مراقبت‌های تخصصی دارد.

the genetic basis of acephalias is still being investigated.

پایه ژنتیکی بی‌سرگشتگی هنوز در حال بررسی است.

acephalias can be detected through prenatal testing.

می‌توان بی‌سرگشتگی را از طریق آزمایش‌های دوران بارداری تشخیص داد.

the incidence of acephalias is relatively low.

شیوع بی‌سرگشتگی نسبتاً کم است.

acephalias raises ethical questions about fetal development and healthcare.

بی‌سرگشتگی سوالات اخلاقی در مورد رشد جنین و مراقبت‌های بهداشتی را مطرح می‌کند.

support groups offer resources and guidance for families affected by acephalias.

گروه‌های حمایتی منابع و راهنمایی‌هایی را برای خانواده‌های تحت تأثیر بی‌سرگشتگی ارائه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید