acetylated lysine
لیزین آسیتیله شده
is acetylated
آسیتیله شده است
acetylated proteins
پروتئینهای آسیتیله شده
highly acetylated
بسیار آسیتیله شده
acetylated form
فرم آسیتیله شده
were acetylated
آسیتیله شده بودند
acetylated state
حالت آسیتیله شده
getting acetylated
در حال آسیتیله شدن
acetylated residue
بقایای آسیتیله شده
the acetylated lysine was crucial for histone modification.
لیزین اسید اسیتیک شده برای تغییرات هیستون حیاتی بود.
we analyzed the levels of acetylated proteins in the cell lysate.
ما سطح پروتئین های اسید اسیتیک شده را در لیزه سلولی تحلیل کردیم.
histone acetylation is a key epigenetic mechanism.
اسید اسیتیک شدن هیستون یک مکانیسم اپی ژنتیک کلیدی است.
the enzyme catalyzed the acetylation of the target molecule.
آن آنزیم اسید اسیتیک شدن مولکول هدف را فعال کرد.
increased acetylation was observed following drug treatment.
پس از درمان با دارو، اسید اسیتیک شدن افزایش یافت.
acetylated coenzyme a is essential for fatty acid synthesis.
کوئنزیم اسید اسیتیک شده A برای سنتز اسید چرب ضروری است.
the researchers investigated the role of acetylated tubulin.
پژوهشگران نقش میکروتوبول های اسید اسیتیک شده را بررسی کردند.
we used antibodies to detect acetylated lysine residues.
ما از آنتی بادی برای تشخیص باقیمانده لیزین اسید اسیتیک شده استفاده کردیم.
the process involved the acetylation of amino groups.
این فرآیند شامل اسید اسیتیک شدن گروههای آمینو بود.
acetylated sugars are important components of glycans.
سکروار های اسید اسیتیک شده اجزای مهم گلیکان ها هستند.
the data showed a correlation between acetylation and gene expression.
داده ها یک همبستگی بین اسید اسیتیک شدن و بیان ژن نشان داد.
acetylated lysine
لیزین آسیتیله شده
is acetylated
آسیتیله شده است
acetylated proteins
پروتئینهای آسیتیله شده
highly acetylated
بسیار آسیتیله شده
acetylated form
فرم آسیتیله شده
were acetylated
آسیتیله شده بودند
acetylated state
حالت آسیتیله شده
getting acetylated
در حال آسیتیله شدن
acetylated residue
بقایای آسیتیله شده
the acetylated lysine was crucial for histone modification.
لیزین اسید اسیتیک شده برای تغییرات هیستون حیاتی بود.
we analyzed the levels of acetylated proteins in the cell lysate.
ما سطح پروتئین های اسید اسیتیک شده را در لیزه سلولی تحلیل کردیم.
histone acetylation is a key epigenetic mechanism.
اسید اسیتیک شدن هیستون یک مکانیسم اپی ژنتیک کلیدی است.
the enzyme catalyzed the acetylation of the target molecule.
آن آنزیم اسید اسیتیک شدن مولکول هدف را فعال کرد.
increased acetylation was observed following drug treatment.
پس از درمان با دارو، اسید اسیتیک شدن افزایش یافت.
acetylated coenzyme a is essential for fatty acid synthesis.
کوئنزیم اسید اسیتیک شده A برای سنتز اسید چرب ضروری است.
the researchers investigated the role of acetylated tubulin.
پژوهشگران نقش میکروتوبول های اسید اسیتیک شده را بررسی کردند.
we used antibodies to detect acetylated lysine residues.
ما از آنتی بادی برای تشخیص باقیمانده لیزین اسید اسیتیک شده استفاده کردیم.
the process involved the acetylation of amino groups.
این فرآیند شامل اسید اسیتیک شدن گروههای آمینو بود.
acetylated sugars are important components of glycans.
سکروار های اسید اسیتیک شده اجزای مهم گلیکان ها هستند.
the data showed a correlation between acetylation and gene expression.
داده ها یک همبستگی بین اسید اسیتیک شدن و بیان ژن نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید