esterified

[ایالات متحده]/ˈɛstəˌfaɪd/
[بریتانیا]/ˈɛstərˌfaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تبدیل شده به یک استر

عبارات و ترکیب‌ها

esterified fatty acids

اسیدهای چرب استری شده

esterified oils

روغن‌های استری شده

esterified compounds

ترکیبات استری شده

esterified polysaccharides

پلی‌ ساکاریدهای استری شده

esterified products

محصولات استری شده

esterified alcohols

الکل‌های استری شده

esterified triglycerides

تری‌گلیسیرید‌های استری شده

esterified resins

رزین‌های استری شده

esterified waxes

پارافین‌های استری شده

esterified starches

نشاسته‌های استری شده

جملات نمونه

the alcohol was esterified to form a fruity aroma.

الکل به منظور ایجاد عطر میوه‌ای، الکلاسیون شد.

in the laboratory, we esterified the fatty acids.

در آزمایشگاه، ما اسیدهای چرب را الکلاسیون کردیم.

the reaction resulted in esterified compounds.

واکنش منجر به تولید ترکیبات الکلاسیون شد.

many natural oils are esterified forms of glycerol.

بسیاری از روغن‌های طبیعی، فرم‌های الکلاسیون شده گلیسرول هستند.

she learned how to create esterified esters in chemistry class.

او یاد گرفت که چگونه در کلاس شیمی، استرهای الکلاسیون شده ایجاد کند.

the process of esterification led to esterified products.

فرآیند الکلاسیون منجر به تولید محصولات الکلاسیون شده شد.

he studied how sugars can be esterified for food preservation.

او مطالعه کرد که چگونه می‌توان قندها را برای حفظ غذا الکلاسیون کرد.

the esterified oils are used in various cosmetic products.

روغن‌های الکلاسیون شده در محصولات آرایشی مختلف استفاده می‌شوند.

during the experiment, we successfully esterified the alcohol.

در طول آزمایش، ما با موفقیت الکل را الکلاسیون کردیم.

various factors can affect how substances are esterified.

عوامل مختلف می‌توانند بر نحوه الکلاسیون مواد تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید