achromaticity

[ایالات متحده]/əˈkrɒm.ætɪs.ɪ.ti/
[بریتانیا]/ˌæk.rəˈmæt.ɪs.ə.t̬i/

ترجمه

n. وضعیت بی‌رنگ بودن؛ عدم وجود رنگ یا انحراف رنگی.؛ عدم وجود رنگ؛ بی‌رنگی

عبارات و ترکیب‌ها

achromaticity in optics

تراکم‌رنگ‌نما در اپتیک

جملات نمونه

the lens achieved high levels of achromaticity.

لنز به سطوح بالایی از بی‌رنگی دست یافت.

achromaticity is essential for clear vision.

بی‌رنگی برای دید واضح ضروری است.

the telescope's design incorporated advanced achromaticity features.

طراحی تلسکوپ دارای ویژگی‌های پیشرفته بی‌رنگی بود.

achieving perfect achromaticity is a complex optical challenge.

رسیدن به بی‌رنگی کامل یک چالش پیچیده نوری است.

the achromaticity of the prism allowed for accurate color separation.

بی‌رنگی منشور به تفکیک دقیق رنگ‌ها اجازه داد.

achromaticity is crucial in photography to minimize chromatic aberration.

بی‌رنگی در عکاسی برای به حداقل رساندن خطای رنگی بسیار مهم است.

the microscope lens exhibited excellent achromaticity for precise viewing.

لنز میکروسکوپ دارای بی‌رنگی عالی برای مشاهده دقیق بود.

understanding achromaticity is essential for optical engineers.

درک بی‌رنگی برای مهندسان اپتیک ضروری است.

modern cameras often employ multiple lenses to enhance achromaticity.

دوربین‌های مدرن اغلب از لنزهای متعدد برای افزایش بی‌رنگی استفاده می‌کنند.

the achromaticity of the optical system contributed to its sharpness and clarity.

بی‌رنگی سیستم نوری به وضوح و شفافیت آن کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید