achromic

[ایالات متحده]/ˈækrəʊmɪk/
[بریتانیا]/ˌæk.roʊ.mɪk/

ترجمه

adj. فاقد رنگ؛ بی‌رنگ؛ بدون رنگ؛ بی‌رنگ (معادل بی‌رنگی)

عبارات و ترکیب‌ها

achromic image

تصویر بدون رنگ

achromic printing

چاپ بدون رنگ

achromic display

نمایش بدون رنگ

achromic film

فیلم بدون رنگ

achromic photography

عکاسی بدون رنگ

achromic pigment

پیگمنت بدون رنگ

achromic effect

اثر بدون رنگ

achromic restoration

بازسازی بدون رنگ

achromic document

سند بدون رنگ

achromic ink

جوهر بدون رنگ

جملات نمونه

the photograph was achromic, lacking any vibrancy.

عکس سیاه و سفید بود، هیچ نشاطی نداشت.

under the microscope, the bacteria appeared achromic.

تحت میکروسکوپ، باکتری‌ها سیاه و سفید به نظر می‌رسیدند.

the artist used achromic paints to create a sense of stillness.

هنرمند از رنگ‌های سیاه و سفید برای ایجاد حس سکون استفاده کرد.

in the absence of color, the landscape appeared achromic and stark.

در نبود رنگ، منظره سیاه و سفید و خشن به نظر می‌رسید.

the patient's skin took on an achromic appearance due to the illness.

به دلیل بیماری، پوست بیمار ظاهر سیاه و سفیدی به خود گرفت.

the ancient manuscript was written in achromic ink, making it difficult to read.

نسخه خطی باستانی با جوهر سیاه و سفید نوشته شده بود که خواندن آن را دشوار می‌کرد.

achromic conditions can affect the appearance of hair and skin.

شرایط سیاه و سفید می‌توانند بر ظاهر مو و پوست تأثیر بگذارند.

the achromic lens allowed for clearer visualization of the specimen.

لنز سیاه و سفید امکان تجسم واضح‌تر نمونه را فراهم کرد.

the designer chose achromic materials to create a minimalist aesthetic.

طراح از مواد سیاه و سفید برای ایجاد یک زیبایی‌شناسی مینیمال استفاده کرد.

despite the achromic nature of the artwork, it evoked powerful emotions.

با وجود ماهیت سیاه و سفید اثر هنری، احساسات قدرتمندی را برانگیخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید