acridities

[ایالات متحده]/ˈæk.rɪ.daɪ.tiz/
[بریتانیا]/ˌækrəˈdaɪtiːz/

ترجمه

n. سختی; تلخی; تندی انتقاد.

عبارات و ترکیب‌ها

acridities in behavior

تندی در رفتار

جملات نمونه

the artist's work was full of acridities, reflecting the harsh realities of life.

آثار هنرمند مملو از تلخی‌ها بود که بازتابی از واقعیت‌های سخت زندگی بود.

despite their attempts at diplomacy, the negotiations were marred by acridities and mistrust.

با وجود تلاش‌های آن‌ها برای دیپلماسی، مذاکرات با تلخی‌ها و بی‌اعتمادی همراه بود.

there were acridities in their relationship that stemmed from differing values and beliefs.

در رابطه آن‌ها تلخی‌هایی وجود داشت که از تفاوت ارزش‌ها و باورها ناشی می‌شد.

the lawyer skillfully navigated the acridities of the case, presenting a compelling argument for his client.

وکیل با مهارت از تلخی‌های پرونده عبور کرد و استدلال قانع‌کننده‌ای برای موکل خود ارائه داد.

the public discourse on the issue was filled with acridities, making it difficult to have a productive conversation.

گفتگوی عمومی در مورد این موضوع مملو از تلخی‌ها بود و انجام یک گفتگوی سازنده را دشوار می‌کرد.

despite their attempts at reconciliation, the lingering acridities prevented them from fully moving on.

با وجود تلاش‌های آن‌ها برای آشتی، تلخی‌های باقی‌مانده مانع از پیشرفت کامل آن‌ها شد.

the bitter acridities of the past weighed heavily on their present relationship.

تلخی‌های گزنده گذشته بار سنگینی بر رابطه فعلی آن‌ها داشت.

his speech was laced with acridities, aimed at provoking a strong reaction from his audience.

سخنرانی او با تلخی‌ها آغشته بود و هدف آن برانگیختن واکنش قوی از مخاطبانش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید