harmonies

[ایالات متحده]/hɑːˈməʊniz/
[بریتانیا]/hɑːrˈmoʊniz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت هماهنگی; توافق; کیفیت تشکیل یک کل دلپذیر و سازگار; صداهای موسیقی که هنگام نواختن یا خواندن با هم دلپذیر هستند

عبارات و ترکیب‌ها

musical harmonies

آهنگ‌های موسیقیایی

vocal harmonies

آهنگ‌های آوازی

harmonies blend

آهنگ‌ها با هم ترکیب می‌شوند

harmonies create

آهنگ‌ها ایجاد می‌کنند

harmonies rise

آهنگ‌ها بالا می‌روند

harmonies unite

آهنگ‌ها متحد می‌شوند

harmonies soar

آهنگ‌ها اوج می‌گیرند

harmonies echo

آهنگ‌ها پژواک می‌شوند

harmonies flow

آهنگ‌ها جریان می‌یابند

harmonies shine

آهنگ‌ها می‌درخشند

جملات نمونه

music and harmonies can uplift our spirits.

موسیقی و هارمونی ها می‌توانند روحیه ما را بالا ببرند.

different cultures create beautiful harmonies.

فرهنگ‌های مختلف هارمونی‌های زیبا خلق می‌کنند.

nature's harmonies can be soothing to the soul.

هارمونی‌های طبیعت می‌توانند برای روح آرامش‌بخش باشند.

we should strive for harmonies in our relationships.

ما باید برای ایجاد هارمونی در روابط خود تلاش کنیم.

the choir sang in perfect harmonies.

کرال با هارمونی کامل آواز خواند.

harmonies in art can express deep emotions.

هارمونی در هنر می‌تواند احساسات عمیق را بیان کند.

finding harmonies in life is essential for happiness.

پیدا کردن هارمونی در زندگی برای خوشبختی ضروری است.

they worked together to create musical harmonies.

آنها برای ایجاد هارمونی‌های موسیقی با هم همکاری کردند.

harmonies can enhance the beauty of a song.

هارمونی می‌تواند زیبایی یک آهنگ را افزایش دهد.

in nature, we can find harmonies everywhere.

در طبیعت، می‌توانیم هارمونی را همه جا پیدا کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید