actinism

[ایالات متحده]/ˈaktɪnɪzəm/
[بریتانیا]/ˈæk.tənˌɪz.əm/

ترجمه

n. خاصیت یا عمل بودن اکتی نیک; اثر تابش بر یک ماده; انرژی تابشی، به ویژه آنچه توسط ستاره‌ها ساطع می‌شود
Word Forms
جمعactinisms

عبارات و ترکیب‌ها

actinism radiation

تابش تابش

biological actinism

تابش زیستی

solar actinism effect

اثر تابش خورشیدی

actinism in photography

تابش در عکاسی

ultraviolet actinism

تابش فرابنفش

جملات نمونه

the sun's actinism can cause sunburn.

تابش خورشید می تواند باعث آفتاب سوختگی شود.

some plants thrive in high levels of actinism.

برخی از گیاهان در سطوح بالای تابش رشد می کنند.

scientists study actinism to understand its effects on life.

دانشمندان تابش را مطالعه می کنند تا اثرات آن بر زندگی را درک کنند.

ultraviolet radiation is a form of actinism.

تشعشع فرابنفش یک شکل از تابش است.

protective clothing can shield against harmful actinism.

لباس محافظتی می تواند در برابر تابش مضر محافظت کند.

actinism plays a role in vitamin d production.

تابش در تولید ویتامین D نقش دارد.

excessive actinism can damage dna.

تابش بیش از حد می تواند به DNA آسیب برساند.

actinism is measured in units called roentgens.

تابش به واحدی به نام رونتگن اندازه گیری می شود.

medical imaging often uses controlled actinism.

تصویربرداری پزشکی اغلب از تابش کنترل شده استفاده می کند.

space travel exposes astronauts to higher levels of actinism.

سفر فضایی فضانوردان را در معرض سطوح بالاتری از تابش قرار می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید