actinomorphic

[ایالات متحده]/ˈæk.tɪn.ə.mɔːr.fɪk/
[بریتانیا]/ˌæk.tɪn.əˈmôr.fik/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن تقارن شعاعی; اکتیومورفیک

جملات نمونه

the flower exhibits actinomorphic symmetry, meaning it has equal parts around a central axis.

گل دارای تقارن ستاره‌ای است، به این معنی که در اطراف یک محور مرکزی قسمت‌های مساوی دارد.

actinomorphic flowers are often pollinated by insects due to their symmetrical structure.

گل‌های دارای تقارن ستاره‌ای اغلب به دلیل ساختار متقارنشان توسط حشرات گرده‌افشانی می‌شوند.

the study focused on the actinomorphic features of various plant species.

این مطالعه بر روی ویژگی‌های دارای تقارن ستاره‌ای گونه‌های مختلف گیاهی متمرکز بود.

actinomorphic symmetry is a common characteristic in many flowering plants.

تقارن ستاره‌ای یک ویژگی رایج در بسیاری از گیاهان گلدار است.

understanding actinomorphic structures can help botanists classify and identify plants.

درک ساختارهای دارای تقارن ستاره‌ای می‌تواند به گیاه‌شناسان در طبقه‌بندی و شناسایی گیاهان کمک کند.

the petals of the actinomorphic flower are arranged in a radial pattern.

برگ‌های گل دارای تقارن ستاره‌ای به صورت شعاعی چیده شده‌اند.

actinomorphic flowers often have multiple, identical parts, creating a balanced appearance.

گل‌های دارای تقارن ستاره‌ای اغلب قطعات متعددی دارند که یک ظاهر متعادل ایجاد می‌کند.

the actinomorphic corolla of the flower is easily recognizable by its symmetrical shape.

کرلا (تاج گل) دارای تقارن ستاره‌ای به راحتی به دلیل شکل متقارن آن قابل تشخیص است.

actinomorphic symmetry allows for efficient pollination by various insects.

تقارن ستاره‌ای امکان گرده‌افشانی کارآمد توسط حشرات مختلف را فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید