zygomorphic

[ایالات متحده]/ˌzaɪɡəʊˈmɔːfɪk/
[بریتانیا]/ˌzaɪɡəˈmɔrfɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن تقارن دو طرفه

عبارات و ترکیب‌ها

zygomorphic symmetry

تقارن زیگومورفیک

zygomorphic structure

ساختار زیگومورفیک

zygomorphic flowers

گل‌های زیگومورفیک

zygomorphic organisms

ارگانیسم‌های زیگومورفیک

zygomorphic features

ویژگی‌های زیگومورفیک

zygomorphic design

طراحی زیگومورفیک

zygomorphic patterns

الگوهای زیگومورفیک

zygomorphic traits

ویژگی‌های زیگومورفیک

zygomorphic axis

محور زیگومورفیک

zygomorphic alignment

تراز زیگومورفیک

جملات نمونه

many flowers exhibit zygomorphic symmetry.

بسیاری از گل‌ها تقارن زیگومورفیک را نشان می‌دهند.

zygomorphic forms are common in certain plant species.

فرم‌های زیگومورفیک در برخی گونه‌های گیاهی رایج هستند.

understanding zygomorphic structures can help in botany.

درک ساختارهای زیگومورفیک می‌تواند در گیاه‌شناسی کمک کند.

some animals also show zygomorphic characteristics.

برخی از حیوانات نیز دارای ویژگی‌های زیگومورفیک هستند.

the study of zygomorphic patterns is fascinating.

مطالعه الگوهای زیگومورفیک جذاب است.

zygomorphic flowers often attract specific pollinators.

گل‌های زیگومورفیک اغلب گرده‌افشانی‌های خاص را جذب می‌کنند.

botanists often categorize plants based on zygomorphic traits.

گیاه‌شناسان اغلب گیاهان را بر اساس ویژگی‌های زیگومورفیک دسته‌بندی می‌کنند.

identifying zygomorphic species can enhance ecological studies.

شناسایی گونه‌های زیگومورفیک می‌تواند مطالعات اکولوژیکی را بهبود بخشد.

some zygomorphic plants have adapted to their environments.

برخی از گیاهان زیگومورفیک با محیط خود سازگار شده‌اند.

the concept of zygomorphic symmetry is important in evolution.

مفهوم تقارن زیگومورفیک در تکامل مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید