resources

[ایالات متحده]/rɪˈzɔːsɪz/
[بریتانیا]/rɪˈsɔːrsɪz/

ترجمه

n.resources (چندگاني از resource)
v.provides funding (سوم شخص مفرد از resource)

عبارات و ترکیب‌ها

available resources

منابع در دسترس

human resources

منابع انسانی

natural resources

منابع طبیعی

financial resources

منابع مالی

resource allocation

تخصیص منابع

resources needed

منابع مورد نیاز

resources used

منابع مورد استفاده

resources management

مدیریت منابع

resources available

منابع موجود

limited resources

منابع محدود

جملات نمونه

the company needs to allocate its resources effectively.

شرکت باید منابع خود را به طور مؤثر تخصیص دهد.

we have limited resources to address this challenge.

ما منابع محدودی برای مقابله با این چالش داریم.

the library provides a wealth of resources for students.

کتابخانه منابع فراوانی را برای دانش آموزان فراهم می کند.

explore the available resources on our website.

منابع موجود در وب سایت ما را بررسی کنید.

human resources are crucial for any successful business.

منابع انسانی برای هر کسب و کار موفق ضروری هستند.

the project requires significant financial resources.

این پروژه به منابع مالی قابل توجهی نیاز دارد.

we need to pool our resources to achieve the goal.

ما باید منابع خود را برای دستیابی به هدف جمع کنیم.

the region is rich in natural resources.

این منطقه از نظر منابع طبیعی غنی است.

the website offers a range of online resources.

وب سایت طیف وسیعی از منابع آنلاین را ارائه می دهد.

conserving resources is essential for future generations.

حفظ منابع برای نسل های آینده ضروری است.

the team utilized all available resources to solve the problem.

تیم از همه منابع موجود برای حل مشکل استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید