actualizer

[ایالات متحده]/ˈæktʃuəlaɪzər/
[بریتانیا]/ˌækchjʊəlˈaɪzər/

ترجمه

n. کسی که یا چیزی که چیزی را به وجود می‌آورد؛ یک تحقق‌بخش.

عبارات و ترکیب‌ها

actualizer of potential

فعال‌ساز ظرفیت

vision actualizer

فعال‌ساز چشم‌انداز

life actualizer

فعال‌ساز زندگی

dream actualizer

فعال‌ساز رویا

the ultimate actualizer

در نهایت فعال‌ساز

potential actualizer

فعال‌ساز بالقوه

goal actualizer

فعال‌ساز هدف

change actualizer

فعال‌ساز تغییر

innovation actualizer

فعال‌ساز نوآوری

جملات نمونه

the actualizer brought the vision to life.

اجرا کننده، چشم‌انداز را به واقعیت تبدیل کرد.

he is an actualizer, always turning ideas into reality.

او یک اجرا کننده است، همیشه ایده‌ها را به واقعیت تبدیل می‌کند.

the company needs more actualizers to drive innovation.

شرکت به اجرای‌کنندگان بیشتری برای پیشبرد نوآوری نیاز دارد.

she is a skilled actualizer in the field of technology.

او یک اجرا کننده ماهر در زمینه فناوری است.

actualizers often face challenges and setbacks.

اجرا کنندگان اغلب با چالش‌ها و پس‌رفت‌ها روبرو می‌شوند.

the actualizer used their creativity to solve the problem.

اجرا کننده از خلاقیت خود برای حل مشکل استفاده کرد.

being an actualizer is about taking action and making things happen.

بودن یک اجرا کننده به معنای اقدام کردن و ایجاد تغییر است.

successful actualizers are adaptable and resourceful.

اجرا کنندگان موفق، سازگار و چالا هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید