acutely aware
به شدت آگاه
acutely sensitive
به شدت حساس
acutely painful
به شدت دردناک
They were acutely aware of the difficulties.
آنها به خوبی از سختیها آگاه بودند.
All the while I was acutely aware of her nearness.
در تمام مدت من به خوبی از نزدیکی او آگاه بودم.
she was acutely conscious of her fugacious youth.
او به خوبی از جوانی زودگذر خود آگاه بود.
I am acutely aware of the difficulties we face.
من به خوبی از مشکلاتی که با آنها روبرو هستیم آگاه هستم.
It was acutely embarrassing for us all.
برای همه ما بسیار شرمآور بود.
He felt acutely embarrassed at being the centre of attention.
او به شدت در مرکز توجه بودن احساس شرمندگی کرد.
Sometimes,the platform may shake acutely,and the beaconing can leave the eyeshot of CCD.
گاهی اوقات، سکو ممکن است به شدت تکان بخورد و سیگنال دهی میتواند از دید CCD خارج شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید