readily adaptable to espalier.
به راحتی قابل انعطاف پذیری برای حصار کاری
The soil is adaptable to the growth of peanuts.
خاک برای رشد فولسوادم مناسب است.
rats are highly adaptable to change.
موش ها به شدت با تغییرات سازگار می شوند.
the novel is the most adaptable of all literary forms.
رمان بیشترین انعطاف پذیری را در بین همه قالب های ادبی دارد.
He is an adaptable man and will soon learn the new work.
او مردی سازگار است و به زودی کار جدید را یاد خواهد گرفت.
Successful businesses are highly adaptable to economic change.
کسب و کارهای موفق به شدت با تغییرات اقتصادی سازگار هستند.
Birds are very adaptable in their eating habits.
پرندگان در عادات غذایی خود بسیار سازگار هستند.
The vehicles are large and not easily adaptable to new uses.
این وسایل نقلیه بزرگ هستند و به راحتی برای استفاده های جدید قابل انعطاف نیستند.
In a wordinternal changer of hierophant is the hierophant 's adaptable renovation in the aspects of idea and action.
به عبارت دیگر، تغییر دهنده درونی کاهن اعظم، بازسازی قابل انعطاف کاهن اعظم در جنبه های ایده و عمل است.
Acquired immunity, adaptable cytoprotection and RNA interference are organism acquired defense functions.
ایمنی اکتسابی، سیتوپروکسیون قابل انعطاف و تداخل RNA، عملکردهای دفاعی به دست آمده توسط ارگانیسم هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید